تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6394

مساهمون:

ص٦٣٩٤

مقايسه

به‌عقيدهء آن كسانى هم كه مىگويند انگليس دست از ما برنمىدارد و متصل مثل تلگراف بىسيم مسكو شكوه و شكايت و ناله مىكنند هم آن‌طور خوب بود ، زيرا همه كار علنى بود و مىديدند مىشنيدند . ممكن بود جلوگيرى از مفاسد آن نمود . امروز كه مخفيانه و بطور انتريگ و دزدى كار مىكنند كه ما نمىبينيم و نمىفهميم مضارش و معايبش صد درجه بيشتر است . هزار سال هندوستان دست هندى بود ترقى نمىكرد . مصر دست مصرى بود به اين پايه نمىرسيد . ايران كم‌ثروت‌تر و خرابتر و محصولات طبيعيش به مراتب كمتر از آنهاست . با عدم همه‌چيز و فقدان تمام وسايل ترقى چه قسم به‌خودىخود ترقى و تعالى خواهد نمود . هيجده سال است مشروطه شده هنوز وزراى ما دزدى مىكنند . وكلاى ما سرقت مىكنند . شاه ما رشوه و تقديم مىگيرد . حكام ما از نان و گوشت مبلغها دخل مىكنند . باز غرور مىكنيم ، نخوت به خرج مىدهيم . غرض و مرض ما را خراب كرد و محال است با اين اخلاق ، بااين عادات ما جلو برويم .

حرص سردار سپه

رضا خان سرتيپ يك فوج قزاق كه منتهى آمالش همان بود كه به دستيارى ديگرى رئيس ديويزيون قزاقخانه شود وقتى كه وزير جنگ مىشود باز هل من مزيد مىزند و جلوى طمع و حرص خود را نمىتواند بگيرد . نصف حكومتها را اختصاص به خودش مىدهد . نصف ماليه را ضميمهء وزارت جنگ مىكند . تمام خالصه‌جات را جزو ادارهء شخصى خود مىنمايد . به اينها هم قانع نمىشود حساب بانك است مىگويد با من . مطالبات طومانيانس است مىگويد با من . راه شسه است با من . بنائى است با من . هرچه هست و نيست با من . عارض با من ، معروض با من ، امنيه با من ، ژاندارم با من . چه خبر است . مگر يك‌نفر آدم هرقدر زبردست و زكى و با علم و كاردان باشد چقدر كار مىكند . مگر شب‌وروز ما چند ساعت است . بارى چه بنويسم كه ننوشتن بهتر است . اول مشروطه به ما مىگفتند آقايان تا كى يك‌نفر دو تا سه تا چهار تا كار داشته باشد سايرين بيكار ، تا كى سردار افخم نصف كارهاى وزارت جنگ به دستش باشد . همين است كه امورات خراب است . حالا چرا لال شده‌اند . سه‌شنبه 20 شعبان المعظم ، 29 برج حمل - چند روز است باران متصل مىآيد مجال رفتن نمىدهد . زينب ناله مىكند و اسباب جمع مىنمايد . مىگويد سه سال و نيم است