سيستان و قاينات نمىخورد . قشونى كه شيراز باشد به درد بنادر و كرمان [ باشد ] بهدرد بلوچستان . قزاق رشت بود امنوامان كرد تا رفت تبريز و رشت خالى ماند مجددا مغشوش شد .
كارهاى سردار سپه
يك نفر سردار سپه آهن و فولاد هم باشد با همهء اين كارها واخواهد ماند . سردار سپه سواى وزارت جنگ و شعبات آنكه روزبهروز علاوه مىشود متصدى يك قسمت عمده از امورات وزارت داخله و نصف ادارهء ماليه است . اربابرجوع طهران و توصيهآورها ، توصيهبگيرها ، متظلمين ادارات و حكام ، اربابطلبها ، بادمجان دورقاب چينها و منتظرالرياسهها شبوروز موى دماغ [ اند ] و بدانيد كه مجال سر خاراندن به وى نمىدهند . بااين صدرشته كار چه قسم مىتواند رفتارش نيكو و اموراتش از روى صحت باشد . ناچار به دست اين و آن مىدهد و خراب مىشود . سردار سپه يك آدم خارقالعاده نيست ، بشر است و شخص عادى . حالا متملقين و روزنامهنگارهاى ما او را به قاب قوسين رسانيدهاند مناط نيست .
قرارداد بهتر بود
باز من تكرار مىكنم به عقيدهء ناقص من با آن قرارداد ايران بهتر خودآرائى مىكرد ، امورات نظم مىگرفت ، مملكت امن و آباد مىشد . راهها داير و همه آهن [ مىشد ] .
فلاحت و زراعت ترقى مىكرد . دادوستد و تجارت رواج پيدا مىنمود . اين خلق بيچاره از كسالت ، از تهىدستى ، از خمودى نجات مىيافتند و هيچ سكته هم به اين استقلال موهوم دروغى ما واقع نمىشد . انگليس نمىتوانست ايران را بلع كند . آنهائى را كه سالهاست بلع نموده امروز بيرون مىآورد . ما از كسى پستتر نبوديم . عنوان تحت الحمايگى نبود . عنوان استعمارى نبود . بههرحال برهم زدند و او هم كه ديگر آن احتياج را نداشت زود پذيرفت . بلكه خودش مسبب كودتا شد تااين قرارداد را برهم بزند . اتحاد با انگليس ، دوستى با او هيچ نقصى براى ايران نداشت . چه ضرر داشت . صبر مىكرديم پس از اينكه كارهاى مملكت ما را انجام مىداد اين هياهو را مىكرديم ، مثل مصر ، مثل افغانستان ، مثل هندوستان .