تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6390

مساهمون:

ص٦٣٩٠
اخير من اظهار لطف نموده بود . من بىاختيار خنده كردم و گفتم بله « هرچه از دوست مىرسد نيكوست » .

محمود ميرزا و صيغهء صادق خان

در شورستان صيغه‌اى صادق خان گرفته بود . چندى است مدت را بذل كرده . محمود ميرزا به خيال او شورستان را مركز قرار داد . تقى خان مىگفت خانهء دختره مقابل منزل محمود ميرزا بود ليكن تل زباله و كود كه روى بام ريخته بودند مانع بود كه شاهزاده از اطاق خود به آنجا نگاه كند . من قضيه را نمىدانستم و مىديدم محمود ميرزا صبح و عصر كنار اين تل زبالهء متعفن يك‌تاى زيرجامه نشسته آينه و شانه گذاشته سر و زلف خود را با دقت تمام ترتيب مىدهد . از رحمن رعيت خودمان كه ايستاده بود پرسيدم مگر جا قحط است كه اينجا سروزلف را صفا مىدهد . گفت مگر شما خبر نداريد . گفتم نه ، چه‌چيز را . با انگشت خانهء دخترك را نشان داد . گفت براى خاطر آن است كه متصل كنار اين تل زبيل مىنشيند . دو شب بعد گفتند دختر را صيغه كرده . طرفه اينجاست كه محمود ميرزا خوشگل و خوش‌سيما هم نيست . بااين‌حال در هرجا وارد شود اول در جستجوى زن است .

عزل محمود ميرزا

دوشنبه 12 شعبان ، 21 حمل - ديروز پنج شش بار مخلفه و غيره به شهر روانه شد . مراجعت قاطرها همگى انشاء اللّه مىرويم . كربلائى غلامعلى سه روز بعد از عيد رفته الى كنون هيچ خبرى كاغذى نفرستاده ، به كلى ما را سانسور نموده است . صادق خان ديروز اينجا آمد . مىگفت حكومت قزوين تغيير نموده . محمود ميرزا هم احضار شهر شد رفت . خيلى التماس دعا داشت كه متعاقب او عريضهء رضايت [ نوشته شود ] و استدعاى ابقاى او بشود . اما به هركس اظهار شد با تنفر تمام جواب يأس دادند . گفتم خودش اظهار مىكرد به تمام امامزاده‌هاى الموت نذر نموده‌ام كه احضار شوم . گفت شما بهتر از حال او اطلاع داريد . باز صادق خان مىگفت اهل طهران دوگروه شده : نصف با سردار سپه ، نصف ديگر برعليه او هستند . امير اسعد به ديدن سپهسالار شريف‌آباد رفت . مىگويند سپهسالار كليهء قروض خود را به طور استهلاك قرار داده بپردازد .