تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6388

مساهمون:

ص٦٣٨٨
نتوانسته بود پرواز كند و بناى راه رفتن را گذاشته بود . اين دونفر عقب كردند تا نزديك شاهرود آنجا كبك را گرفتند و زنده براى من آوردند . هرچه تفحص كرديم هيچ علامت يا زخم چنگال قراقوش هم نداشت . اما كبك ترسيده بود و مشرف موت [ بود ] . پس از برداشتن عكس ، شهيد حرص و آز ما گرديد . شعر سعدى عليه الرحمه به يادم افتاد :
شنيدم گوسفندى را بزرگى * رهانيد از دهان و چنگ گرگى شبانگه كارد بر حلقش بماليد * روان گوسفند از وى بناليد كه از چنگال گرگم در ربودى * چو ديدم عاقبت گرگم تو بودى
امشب ما شكم خود را بدان وعده داده‌ايم . پنجشنبه هشتم شعبان - به هيچ‌وجه براى حركت پول فراهم نمىشود . رمضان هم مىآيد و مشكل مىشود . مستشار هم خيلى ميل دارد من زود بروم . حضرت و الا به او مرقوم داشته‌اند پس كى راه باز مىشود ، پس كى عين السلطنه مىآيد . مثل اين‌كه من نمىخواهم بروم و مانع امورات شده‌ام .

سردار سپه و مشهدى ابراهيم

امروز جمعى اينجا بودند . در اين بين حسين آقا طالقانى كه در جوانى نوكر من و حالا از كار چاق‌كنهاى حكومت طالقان است وارد شد . چند ماه نزد امير اسعد بود ، اينك تنكابون مىرود . آدم زرنگ چاپلوس ناقلائى است . از همان جوانى هم معلوم بود . گفت مشير الدوله استعفا داده است . اسمعيل سمتقو با عدهء معتنابهى گروس وارد شده . يك كار غلطى هم شده كه باعث زحمت گرديده . سردار سپه مشهدى ابراهيم برادر حاجى احمد « 1 » را [ كه ] اسلحه داده و در جنگل گذاشته بود اينك بناى ياغيگرى را گذاشته و بساط سابق جنگل را احيا نموده . قرب صدنفر قزاق هم كه آنجا بود خلع‌سلاح و اخراج نموده است .

اتهام سپهسالار

گفت سپهسالار شريف‌آباد بود به آتانك رفته و امير اسعد هم فردا به سمت آتانك مىرود . آنها را گرفته به سمت سمنان تبعيد نمودند . سپهسالار متهم شده و به اين جهت از طهران خارج [ شد ] كه چندى طفره زده باشد . سپهسالار تا لب گور دست از هرزگى و فساد برنمىدارد . بازگفت خدايار خان معزول شد طهران رفته بود . جديدا خبر رسيد
هامش
( 1 ) - مقصود حاجى احمد كسمائى است . ( ا . ا . )