ايضا در سر گدوك كه گرفتار برف و سرما شده است گفته :
خلق كوفى و ره زنان يموت * بهترند از اهالى الموت
مشق موذىگرى و شيطانى * كرده هريك به عالم ملكوت
كردههاى حسنلقب صباح * زين جماعت رسد به نشر و ثبوت
شعرى هم به مدح من گفته بعد مىگويد :
گردش روزگار و چرخ بلند * الموتش بداد جا و مكان
گرچه تكذيب آن نبايد كرد * گنج در ويرانه مىشود پنهان
اى « عوامى » مده ز گنج سراغ * كه برندت به محبس ديوان
عادت حرف زدن - موضوعات لاستيكى
روزنامهء « ايران » شمارهء 1060 مورخه 19 ج 1 - « يك عادت - ما عادت كردهايم بيشتر حرف بزنيم در موضوعهاى مختلفه . هركدامى كه بيشتر لاستيكى و براى پرگونى و جدل و نزاع و كشمكش دامنهاش وسيعتر مىباشد طبعا آن را بيشتر دوست مىداريم .
متأسفانه اينرويه براى ما يك عادتى شده است . حالا جهتش چيست و براى چه اين عادت در تمام طبقات مختلفهء ما پيدا شده از وكيل تا روزنامهنگار تا واعظ و حتى سياستمدارهاى ما ، كاسب ما هم همين عادت را دارند يك موضوع عليحدهاى است و شايد يكى از علل مهم آن همان شش هزار ساله بودن ماست .
معروف است كسىكه پير شد تمام قوايش در چانهاش تمركز پيدا مىكند . بهجاى كار كردن و عضلات خود را براى وصول به مقصد به كار انداختن حرف مىزند و آنقدر هم مىگويد كه طرف را مستأصل و او را كسل و خسته مىكند . رفقا ، پرگوئى ما هم گمان مىكنم براى همان كهنگى كه براى ما فقط در عالم لفظ افتخارآور و در موقع عمل از كوچكترين جامعههاى اروپائى هم صدسال عقب هستيم مىباشد .
شانزده سال تجدد و جوانى ، ذرهاى در اين عادت ما خلل وارد نكرده بلكه موضوعات لاستيكى بيشترى به دست ما داده كه متصل حرف مىزنيم . از عقيدهء كارل ماركس تا شرح بوكستر و عقايد دارون و فصاحت دموستن و فلسفهء دكارت و سياست ماكياول و تردستى للويد جرج و سادگى ويلسون آنقدر مىگوئيم و شرح مىدهيم تا يك موضوع ديگرى براى ما و شهوت كلام ما پيش آيد و بدان سرگرم شويم . اين عادت سياست مآبهاى ماست . اجتماعيون ما آن كسانى كه گفتههاى آنها در طرز حيات جامعه مؤثر است آنها نيز همينطور .
اين عادت در تمام طبقات مملكت ما عموميت دارد و همه آن را دوست مىداريم . در