طلبكار بودم ديدم بگيرم تمام نفله مىشود صادق خان قاطر خوبى داشت شش خروار جو در صد و پنجاه تومان و ده تومان نقد دادم قاطر كهر سهسال او را گرفتم با يك قالطاق انگليسى و از شرّ فروش نسيهء جو و توقع مردم خلاص شدم . صادق خان روزى كه آمد الموت كلاهش دو من چرك داشت ، شلوارش ده وصله . امروز قاطر يكصد و شصت تومان مىفروشد . اسب ، ماديان ، مزر ، ششلول همهچيز دارد .
گرانى - يك تومان يك تومان
كربلائى غلامعلى از شهر آمده اينجا آمد . از كسادى بازار پول خيلى چيزها گفت . آن سه سال بخت من بود كه همهچيز به اعلىدرجه گران بود . امسال ارزان شده است . هيزم مىگفت پانزده قرآن ( پارسال از هفت الى دوازده تومان رسيد ) ، زغال شش تومان ( پارسال شب عيد شصت تومان بود . ) . تمام مىگفت براى نبودن پول است . از خانهها مىآورند يك من شاه دوازده هزار . روغن داغكرده چهارتومان . پول نقد يك تومان روزى يك تومان منافع دارد . ملك هزار تومانى را به دويست تومان مىفروشند خريدار نيست . مىگفت سال قبل شش درب دكان در خيابان رشت شخصى به هشت هزار تومان خريد . همه مىگفتند ارزان و مناسب خريده . همان دكاكين را امسال به چهار هزار تومان فروخت . همه مىگفتند گران فروخته است ، زيرا با چهار هزار تومان يك ده شش دانگ اعلى مىشود امروز خريد .
پول نقد نيست - مداخل كريم آقا خان
حاجى محمد حسين يزدى با آنهمه مكنت براى يكصد تومان بيست روز است حبس است و نمىتواند پول نقد بدهد . ديگر درميان تجار و كسبه ندارم و نمىتوانم بدهم ننگ نيست . آن يكى هم به طلبكار خودش همين را مىگويد . در يك هفته 27 رقعهء افلاس و ورشكستگى براى حاجى سيد موسى رئيس اصناف رسيده بود . قالى و قاليچه نصف و ثلث قيمت . از حكومت جويا شدم گفت چنان صلابتش مردم را ترسانده كه نفسكش نيست .
سردار سپه حمايت تمام [ ازو ] دارد و مردم از او مىترسند . دخل سرشارى كرده و مىكند . فعلا روزى چهار تومان از هردرب دكان نانوائى دريافت مىكند و سى و پنج باب مفتوح است . گفتم سابقا گندم مىداد گفت تا چندى آنطور بود حاليه اين قسم را به صرفه نزديكتر ديده . از هرگوسفند كه كشتار شود چهار قران . رؤساى دمكراتها روزى كه شاه مىآمد عريضه نوشته بودند كه اين پول را براى چه اخذ مىكند فهميد فورا قريب