اجتماعات و جلسهها اين شهوت طغيان مىكند و مانند آب چشمه سرازير مىشود . ولى اين موج معلومات نيست كه به درد مردم بخورد و بر آشنائى آنها كمك كند يا در زندگانى عملى آنها مؤثر واقع شود و يا آنها را از اين حيات پر از خيال و لفظ نجات داده به عمل سوق دهد . بلكه براى اين است كه خواننده يا شنونده بخواند و بشنود و برود در خانهء خود و رفقاى خويشتن در اطراف آن اظهار عقيده كند و با مخالف خود آن كسى كه از طرف ديگر همين رويه را اتخاذ كرده نبرد نمايد .
اتفاقا اين لفاظيها و يا كشمكشها كه به اصطلاح ديروز تركها و امروز ما بارقهء حقيقت از آن جستن مىكند هميشه به نقار و كدورت و گاهى نيز به الفاظ خارج از نزاكت منتهى مىشود ! در اين صورت من نمىدانم حقيقت از كجا پيدا خواهد شد ؟ و اينبارقه كه امروز لنگر كلام ما شده از كجا جستن مىكند ؟ ديدگان من متأسفانه بارقه را نمىبيند و حقيقت را به طريق اولى . اين لفاظى و پرگوئى ، شهوت كلام مشكلات زيادى براى ما ايجاد كرده و فوق العاده عقبماندهايم . چانهء ما در حرفزدن قوى است ، ولى بازوى ما ضعيف و دماغ ما از آن ضعيفتر . اينها و اين عادتهاى بد آيا كافى نيست كه ما را از زندگانى عالى ، آن زندگانى كه حتى ما كوچكترين اثر آن را هم نداريم محروم نمايد ؟
ما خود متوجه آن و زيانهائى كه از اينطريق به ما و جامعهء ما وارد مىشود نمىشويم و متحيريم چرا بدبختى ما رفع نمىشود ؟ بههمين جهت است كه كمتر به مسائل عملى پرداخته و هميشه در فضاى لفظ و خيال كه سرچشمه آن است سير كردهايم و با كسانى كه كمتر حرف مىزنند و بيشتر كار مىكنند و جوانتر مىباشند كشمكش مىكنيم ( مقصودش مصدق السلطنه است ) . كشمكش و جنجال و هياهو و نقار سر اين موضوع ، موضوع حرف زدن و چانه تكان دادن خيلى ديدهايم و گاهى همان كشمكش به جاهاى باريك كشيده و شايد ضررهاى مهمى براى ما و مملكت ايجاد نموده است . گاهى يك غوغاى مهم يك كشمكش سخت و يك رنجشهاى فوق العاده براى ما و خسرانى براى مملكت پيشآمده كه با مجاهدهء زيادى موفق به رفع و حل آن شدهايم .
فقط در همين موضوع ، موضوع حرف و اظهار عقيده مدت زيادى عمر ما و جامعهء ما يا حزب و جمعيت و مجلس ما صرف شده و پس از آن هم باز مدت زيادى سر همين موضوع كه من چرا كمتر و شما بيشتر حرف زدهايد صرف وقت كردهايم و جنجال توليد نمودهايم . يكى كمتر حرف زده و براى انتقام از حريف خود جنجال مهيا ساخته و مسئله كمكم به تماشاچى سرايت كرده . او هم به حرف آمده با طرف خود ، آن يكى با ديگرى و همينطور به طور مسلسل يكجامعه سر يك ربع كمتر حرف زدن يا بيشتر اظهار عقيده كردن دچار زحمت شده است و كسى نيست كه در اين ميانه بگويد خيلىخوب شما يا
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6342
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٦٣٤٢