فرندج
چهارشنبه غرّهء ماه رجب ، دهم حوت - از 28 الى امروز عصر پنجاه و چند ساعت برف باريد . نه مرتبه بام پارو شد . يخ مفصلى بسته ، گدوكها به كلى مسدود شده . الجوعالجوع مردم به آسمان رسيده است . تقريبا يك ماه است كه هوا ساكت نيست . از اول حوت شدت كرد . امر فرندج خاتمه يافت . به اصرار و ابرام ملك را برگذار و پول مرا يكصد و چهل تومان دو رأس « شيرچه » « 1 » دادند و ده تومان ديگر را روغن . نگاهدارى « شيرچه » سخت بود . اتفاقا مشترى پيدا شد در همان صد و چهل هردو كره قاطر را خريد . اما گفتند خوب كرههائى بود . حقوقات ديوانى به عهدهء آنها شد بهجاى سه سال اجارهء ملك . صادق خان و ميرزا اسحق و ميرزا على اكبر امروز اينجا آمدند .
ماليات
چون تحصيلدار را مىخواهند عوض كنند صادق خان تمنا كرد من به ادارهء ماليه و طهران بنويسم بلكه تغيير ندهند . الحق بىموقع هم هست . تمام قبوض دست رعيت [ است ] و هزار حساب دارند . من شرحى نوشتم كه امسال به واسطهء قشونكشى ترتيب مالياتى اينجا مغشوش است . تغيير بىموقع است . خوب است سرحوالهء ماليات سال جديد تغيير داده شود . از رعايا هم عريضهاى به من در اين باب رسيده بود جوف آن گذاشته دادم روانه كند . طريق گرفتن ماليات هنوز به سليقه و ميل تحصيلدار است و اين صادق خان شلوغ هم كرده ، هزار جور قبض از ژاندارم و انباردارها و قزاق و ديگرى در دست است . هروقت بخواهند انكار كنند ممكن است يكى با مداد نوشته ، يكى از نسخهء حكيم كوچكتر است ، يكى امضايش هيچ خوانده نمىشود ، يكى مشهدى محمد داده ، يكى آقا كوچك ، يكى صادق خان ، يكى ميرزا شفيع خان . يك شرب اليهودى است كهبه وصف نمىآيد . هزار مرتبه از حساب من شلوغتر .
صادق خان
اين صادق خان اهل سوهانك شمران است [ و ] رعيتزاده . به واسطهء سال گرانى مىگفت پنجاه خانوار متوارى شديم ، منجمله من و پدرم و كسانم بوديم . در ماليهء عراق نوكر بود . با ميرزا شفيع خان آمده . او ميرزا و تنبل است شهر مانده اين را فرستاده . سواد ندارد . يك خط منحوسى دارد . اما طبع شعر دارد و شعر مرتجلا مىگويد . من يك جوى
هامش
( 1 ) - برهء شيرى .