مقالهء اعلم الدوله
دكتر اعلم الدوله كه اواخر طبيب مخصوص و محرم مظفر الدين شاه بود ، سواى پولها و جواهرهاى نفيس يك ملك شش دانگ بسياربسيار معتبرى هم در شهريار به او داد شرحى در « ستاره ايران » نوشته در تحت عنوان « اشخاص بزرگ قرن سيزدهم شمسى ايران » - كه ماحصل اين است :
« قصدم از اشخاص بزرگ آن است كه در اين يكصدسال در مملكت ما مىتوان آنها را تا حدى مردمان بزرگ خواند . يعنى وجودشان مثمرثمر عمومى بوده . چندين كرور تخم و هسته ضايع و تلف مىشود تا يكى درخت و مثمرثمر مىشود . سپس اسم مىبرد مظفر الدين شاه ( كه بدون اكراه و اجبار مشروطه را داد . نه در قرن سيزده بلكه در اين شش هزار سال سلطنت ايران چون او پادشاهى نيامده است ) ، اميركبير ( كه مدرسهء دار الفنون از او باقىمانده ) ، حكيم الملك مرحوم ( كه پول نيكل را در مملكت رواج داد ) ، سالار معزز ( كه مدرسهء موزيك را داير و آهنگ ملى اختراع كرد - زنده است ) ، سپهسالار حاج ميرزا حسين خان ( مدرسه و مسجد ناصرى را باقى گذاشت ) ، سردار سپه ( كه در آخرين سال اين قرن قشون ايران را منظم ساخته و امنيت را در مملكت برقرارنمود ) ، كاشف السلطنه ( شاهزاده محمد ميرزاى خودمان [ كه ] چاى را در مملكت غرس كرد ) ، كمال الملك ( زنده است ، مدرسهء نقاشى جديد را كه مزين الدوله در جادهء تكوين آن پيش قدم و دكتر ابراهيم خان حكيم الملك مؤسس آن است ترقى داد و اولين نقاش قرن سيزدهم است ) ، شاهزاده محمد طاهر ميرزا مرحوم ( اولين رمان را ترجمه كرد ) ، متين السلطنه عبد الحميد خان ( نخستين روزنامهء ملى ، روزنامهء مظفرى را در مملكت تأسيس و منتشر نمود ) ، ناصر الملك محمود خان مرحوم ( توتون سيگار را كاشت ) ، وثوق الدوله ( مدارس ابتدائى مجانى در مملكت تأسيس نمود ) .
« ستارهء ايران » مىنويسد اگر مراد اشخاص بزرگ است پس چرا اسامى قائدين نهضت آزادى ملت ايران را درج ننمودهايد . اگر تنها مقصود ذكر اعمال پارهاى اشخاص است خوب بود به عقد قرارداد منحوس 1919 و تشكيل پليس جنوب و و و و و اشاره مىفرموديد ( مقصود وثوق الدوله است ) . اگر من اين آرتيكل را به روزنامه داده بودم هزار قسم مسخره ، مضحكه ميكرد اما [ چون ] اعلم الدوله داده درج نمود و فقط گوشه زده است .