تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6329

مساهمون:

ص٦٣٢٩
هم ضياء الواعظين شده هم مدير جريدهء فريدهء « ايران آزاد » . در سرمقاله نوشته بدون پول و بدون درخواست نامهء كتبى و وجه آبونه براى احدى روزنامه ارسال نمىشود و حال آن‌كه من هنوز يك شاهى نداده‌ام .

آتيهء الموت - جواب به نامهء پدر

جمعه 19 جمادى الثانيه ، 28 دلو - زمستان عقب‌افتاده سرد است ، برف مىآيد ، يخ مىبندد . در شهر هم برف و سرما شده است . جواب حضرت و الا را عرض كردم با كمال امتنان و شعف براى شرفيابى حاضرم . اما چنانچه عرض نموده بودم حاليه حركت غيرمقدور است . زيرا نمىتوانم عيال و اطفال را در اين برف و سرما بياورم . چشم اينها هم از آن سفر ترسيده راضى به اقامت نمىشوند . ديگر اين‌كه من همان شب اول كه طهران برسم گرسنه‌ام ، به حق خدا نه اندوخته دارم ، نه فروشى ، نه گروگذاردنى . پس شهريهء مرا تعيين كنيد كه با يك دلگرمى شرفياب شوم . به حاجى افخم الدوله نوشتم شما كه از حالت روحيهء الموت و الموتى مسبوق هستيد چطور تصور مىكنيد ، مستشار با آن عصاى ظريف فرنگى خود بتواند اينجا را اداره كند . آن هم با اين حكومت كه براى صد دينار قيصريه را به باد مىدهد ، با اين نايب الحكومهء طماع چاپچى . اولا از قرار گفتهء مستشار مدت زمانى است حضرت و الا در خيال فرستادن ديگرى بودند ، من كه متمرد نبودم . قزوين آمديد همراه مىآورديد . با يك ترتيب صحيحى به الموت روانه مىكرديم . من هم كه تا اندازه‌اى تهيهء زمستان خود را ديده بودم همان قزوين مىماندم و مقوى كار او بودم تا پيشرفتى حاصل كند . چرا باعث اين‌همه ضرر و خسارت من شديد كه بيايم الموت و بعد هم باز متحمل ضرر كلى شده بيايم طهران . ثانيا من كه نوشته بودم طهران خواهم آمد ، پس تحمل مىكرديد مىآمدم و تبادل افكارى مىشد با مشورت و ترتيب صحيح كسى مىآمد . اين مستشار كه نه يك پول همراه دارد ، نه يك تكه اسباب ، نه نوكر و آدم چه قسم بماند ، چه قسم گذران كند . من كمال ميل را به آمدن طهران دارم ، از توقف اينجا سير شدم . خانه هم ندارم ، فايده هم برايم ندارد . اگر مىدانيد كه زحمت و دردسر آتيه به عهدهء شما و من نيست فورا بيايم . اما اگر اينجا برهم خورد اغتشاش شد ، مستشار فرار كرد باز من و شما در زحمت و مشقت هستيم . پس بايد دخالت كنيم تا اساس آن صحيح شود . اين مال غير نيست كه شما تغير كنيد ، من قهر كنم . مال پدر ماست . امروز يك اقدام بىرويه نموده فردا كه مغشوش شد به شما رجوع نمود يك روز اعتنا نكردى ، دو روز طفره زدى ، روز چهارم مجبورى باز اين وزارت‌خانه آن وزارت‌خانه ، در خانهء سگ‌وگربه به روى . پس چون زحمت به عهدهء ما خواهد بود و ذى