تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6331

مساهمون:

ص٦٣٣١
و مريض آن داده بود اعلان كرديم و اكيدا قدغن شد به آن عمل شود . خود زنها و مردها هم ترسيده و ساعى هستند كه مطابق دستور رفتار كنند . باز بايد بنويسم از شهر بياورند . بعد هم مواجبى به محمد على بدهم ميان دهات برود اطفال را بكوبد . مردم بقدرى فقيرند كه به قدر آن‌كه جزئى پول به آبله‌كوب بدهند ندارند .

فقر عمومى

دولت و عقلاى مملكت بايد فكرى براى اين فقر و فلاكت عمومى بنمايند . اين قرضهاى چند كرورى بلكه چند مليانى هيچ نتيجه‌اى برفرض آن‌كه بدهند هم ندارد . اين قرضهاى جزئى درهمان طهران به مصرف فكل كراوات و كاش پوسير « 1 » و مسكرات و تزيينات خواهد رسيد . ابدا از طهران يك قدم بيرون نخواهد گذاشت . دولت بايد كارى كند رفع فقر و احتياج رعيت و كسبه بشود . كار و سرمايه زياد گردد . امروز كسبه و رعايا همه‌چيز را بايد با پول بخرند . درمقابل يك شاهى براى خريد از محصول و دست‌رنج او عايدش نمىشود . چندين سال است تمام محصول و ثروت اين مملكت نه در مقابل پول ، نه در مقابل معاوضه بيرون نرفته و هرچه داشتند بالاى امتعه و اجناس خارجه گذاشته است . لو فرض پول قرض كردند به اهل ادارات مىدهند . آنها هم در همان طهران خرج مىكنند ، يك شاهى به دست رعيت و زارع و تجار و كسبهء خارج نخواهد رسيد . اين فقر عمومى و اين فلاكت به اين چيزها رفع نمىشود ، هى ماليات زياد كنند رعيت كه ندارد از كجا خواهد داد . كارى كنند كه محصول و امتعه به خارج برود يا امر معاوضه به ميان بيايد .

فكر تجار

معاهدهء با انگليس شوم بود ، بد بود ، مخالف استقلال مملكت بود خيلىخوب . چارهء ديگرى بكنيد . فكر ديگر بكنيد كه شوم نباشد ، خوب باشد ، مخالف استقلال نباشد و الّا همان نشستن توى مجلس و گفتن اين حرفها چارهء درد را نمىكند . يكى از فلاكت و ورشكستگى تجار مملكت ما اين فقر است كه در موقع ارزانى ليره هركس از صد ليره الى چند هزار ليره پول پيش برات كشيده و سفارش مبلغهاى گزاف‌گزاف اجناس ، امتعه داده است كه برايش روانه دارند . ليره رفت بالا ( فعلا شش تومان رسيده ) تجار حساب كردند ديدند مبلغها ضرر براى آنها دارد . آن هم در مقابل اين فقر عمومى كه يك تكه فروش نمىرود . از آن پيش‌قسط صرف‌نظر كرده دنبال مال نرفتند و همهء آن پولها ضرر
هامش
( 1 ) -Cache - Poussiereرولباسى