طهران مىخواهند قوام السلطنه را حكومت بدهند و حكم مىشود اردوى قزاق ساويچ بلاغ تبريز برود و نتيجه در اينروزنامه معلوم نيست .
ملاحظه كنيد حركات ايرانيها را . در صورتى كه اسمعيل سميتقو آنجا مشغول اينهمه غارت و جنگ و خونريزى است قشونى كه براى دفع او مىرود يك همچو حركتى مىنمايد . افراد ژاندارم عامى گرسنه هستند . يعنى آنهمه صاحبمنصب هم بايد دخالت كند كه همه تربيتيافتهگان يالمارسن مىباشند .
سوابق لاهوتى
بارى اين لاهوتى خان ( لاهوتى تخلص اوست ) مرد بسيار شارلتانى بود . اول كه داخل اداره شد ترقى فاحش كرد . مأمور قم و عراق بود . شعر هم مىگفت . همه از او تعريف و تمجيد مىكردند . بعد حركات زشت او ظاهر شد خارجش نمودند . در ايام مهاجرت خودش را باز داخل كرد . اين ايام كه مراجعت كرد مصدر يك همچو كار زشتترى شد .
درس از رضا خان
از عدم مجازات است كه مردم جرى شدهاند . ساعد الدوله سرهنگ مىشود . خالو قربان سرتيپ و سالار ظفر مىشود . اگر كوچك هم تسليم شده بود البته حكمران فارس مىشد . كلنل محمد تقى خان كه كشته شد . به آن صاحبمنصبان و ژاندارم تو نگفتند به اينها هم نخواهند گفت . تا ديگرى نعمالبدل آنها شود . خود اين عفوهاى بىموقع ، امتيازات بىجهت مردم را براى اين كارها تهيه و تربيت مىكند . من يادم هست يكوقتى دو فوج روس در شهر ادسا تخلف از حكم صاحبمنصب نمودند چهار فوج ديگر حاضر نمودند ، ميان آن دو فوج شليك كرد كه غالب كشته شدند . يك كشتى بحر سياه روس ياغى شد او را در بندر رومانى گرفتند ، تمام ملاح كشتى را تيرباران كردند . قشون دولتى كه بىجهت ياغى شود مجازات لازم دارد و الّا ممكن نيست سايرين نكنند . به همهء اينها همان رضا خان سردار سپه درس آموخته كه با هزارنفر به طهران رفت آن هنگامه را برپا كرد .
بهاء الواعظين ضياء الواعظين
يك معرفى هم از بهاء الواعظين سابق و ضياء الواعظين فعلى بكنيم . مشار اليه روضهخوان بود كه مشروطهء اول در رديف آب السادات و غيره بود . بد هم حرف نمىزند . با ماها آشنا بود . روزى را كه علاء الدوله مرحوم به تقلب مردم را خانهء