حمله به مشير الدوله
در خاتمه مىنويسد آقاى مشير الدوله شما يك عادت و خلقى را تعقيب مىكنيد كه براى ايران خيلى مضر و بدعاقبت است . شما پارازيت ( لغتى كه بسيار جديد استعمال مىشود و فارسى آن نباتات طفيلى است ) درست مىكنيد . شما مفتخوار پرورش مىدهيد . شما خارهاى راه سعادت بشر را تميز مىكنيد . شما زياد تصويبنامه صادر مىكنيد ( شهريه و انعام و مقرريها و مخارج فوق العادهاى كه در هيئتوزرا تصويب مىشود . ) . كالسكهء شما هرصبحوشام درب خانهء ملاهاى اين شهر رحل اقامت افكنده .
پس شما چه وقت به كارهاى مملكتى و چه موقعى را براى حل معضلات امور سياسى اختصاص مىدهيد . اينرويه و اسلوب از عادات مشئومهء صدراعظمهاست . شما باور نمىكنيد كه دنيا به اين سيستم زمامدارى و اينگونه سياست فاتحهخوانده است . اين هم دربارهء مشير الدوله كه محبوب و منتخب خاصوعام است .
لاهوتى به سوى تبريز
بارى مطالب مهم اينروزنامه اين است كه لاهوتى خان صاحبمنصب ژاندارمرى كه در مهاجرت مهاجرين جزو آنها بود و از آنجا اروپا رفته بود دو ماه قبل وارد تبريز [ مىشود ] و تلگرافا شرح خدمات خود را به آقاى قوام السلطنه عرض مىكند ، در جواب او را به همان درجهء نظامى برقرار مىكند ، مىرود شرفخانه به اردوى ژاندارم ، مشغول تحريكات مىشود . هفتهء گذشته ( تقريبا غرّهء جمادى الثانيه ) با دو سههزار ژاندارم به سمت شهر تبريز حركت مىكند . مخبر السلطنه والى پيغام مىكند براى چه آمدهاند . آن شب جوابى نمىدهد و صبح زود حمله به شهر مىآورند . دويستنفر قزاق فقط در شهر بوده . پنج ساعت با اين عده جنگ مىكند . بعدا لاهوتى غلبه مىكند شهر را متصرف [ مىشود ] و تمام ادارات را تصرف مىكند و مشغول كار مىشود . تجار ، كسبه پس از نشر بيانيهء لاهوتى دكاكين را بسته تعطيل مىكنند . لاهوتى خان وحشت مردم را مىبيند مجددا اعلانى مىكند كه قواى ژاندارم ياغى نيست و مستدعياتى دارد كه از دولت خواستار مىشود .
مخبر السلطنه - قوام السلطنه
مخبر السلطنه مخفى شده و يكى از مستدعيات عزل اوست . مردم تلگرافخانه مىروند و با طهران مخابره مىكنند . اما خود تلگرافخانه هم سانسور لاهوتى است . در