تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6332

مساهمون:

ص٦٣٣٢
شد . درحالىكه در روزنامه خواندم كه كمپانى و كارخانجات همه قيمت مال را به پاى تجار با تنزيل مىخواهند حساب كنند . ميل دارند مال را ببرند . ندارند نبرند ( چنانچه در روزنامه آن تاجر با اطلاع نوشته بود از صد مليان ليره مىگذرد . ) . روسها هم تمام حرفشان دروغ بود . هيچ امتعه و اجناس وارد نكردند . بلكه هياهوى اول آنها باعث يك ضرر عمده به تجار گرديد كه به اين هوا قيمت كشمش ، مغز بادام ، پسته ، پنبه را بالا بردند و سلف خريدند . امروز همه ضرر آنها شده است .

اسناد بىارزش

چهارشنبه 24 ج 2 ، سيم درجهء حوت - صبح هنوز بيرون نرفته بودم گفتند ابو الحسن آمده و چيزى نگذشت بستهء امانتى شمسى روى كرسى جلوى من گذاشت . چون مىدانستم جز بستهء اسناد چيز ديگرى نخواهد بود زود شكافتم و بيرون آوردم . هرقدر برهم زدم بر غمم افزود . زيرا يك قباله كه پنج‌تومان مبيع آن باشد درميان همهء اين كاغذها پيدا نشد ( درست همان حكايت كتابها ) . اينها چه بود بروات نقد و جنس ديوانى دهات ، كاغذجات متفرقهء كهنه مال چندين سال قبل ، صورت نقل انبار بعضى دهات ، سياهه‌جات مخارج يوميه و ماهانهء ابو القاسم بيك و تقى خان ، صورتهاى خرمن آشنستان و دستگرد و غيره دهات خودش . چيزى كه فايده داشت تمسكات غلهء خريدارى لوى ئيل و ايلان ئيل رعايا بود كه آن را هم هركدام سريع الوصول بود برداشته بودند . حال تتمه هم معلوم است ، چند سال گذشته سوخت و ناوصول گرديده است . معلوم شد الموتيهاى شيطان قباله‌جات را هم مثل اجاره‌نامچه و اسناد گوسفند براى ساعد الدوله نفرستادند . آنچه هم محقق شده كاغذجات بىمعنى را سوزانده‌اند . پس قباله‌جات يا نزد جلال غيرمرحوم بوده يا ولى آقا در محلى پنهان كرده است . مهدى هم گفته است كه كلان بردند زشت‌وزيبا كردند . من فقط به مستشار و نقى گفتم ديگر ابدا نبايد بروز داد و بيرون آورد تا امر آتان بلكه بگذرد و تمام منظور من هم همان آتان است . ساير جاها انكار نكردند و قبالهء جديد دادند در تصرف هم هست . ابو الحسن مىگفت شهر برف زياد آمد . راه گدوك بسيار برف داشت . قزاق زياد تبريز مىرفت . رئيس ماليه نوشته بود گماشتهء شما جز يك‌دفعه نزد من نيامد . مطالب را مرقوم داريد اقدام بشود . كاغذ رفعت السلطان تازه‌اى نداشت جز آن‌كه ميرزا اسمعيل خان ساويج بلاغ است و مدتى است رئيس ادارهء محاسبات كل است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6332 | قهرمان ميرزا عين السلطنه