دستورهاى عز الدوله
اما دستورات حضرت اقدس و الا به مستشار . مىرويد مشغول ضبطوربط مىشويد .
منافع را جمع مىكنيد . پول خوب مىفرستيد . اگر استعداد و كمك هم بخواهيد بعد روانه مىكنم ، چهوچه كه هيچ ربط به كارهاى درهموبرهم اينجا ندارد . مال دهات همدان و ورامين و مازندران حضرت والاست .
فرندج
دو دانگ مزرعه و مرتع فرندج را كوچنانيها به من فروخته بودند قبالهء آن هم مثل ساير قبالهجات رفته است . اما مداركى در دست بود . اين ايام محمود ميرزا ، محمد حسن بيك وشتهاى را بهجاى خودش الموت فرستاد كفيل اسم گذاشته . آقاى كفيل براى يك گاو كه گفتند در اوانك به طور مخفى خورده شده رفت آنجا . هشتاد تومان پول و مخارج گرفت . دو نفر زن را هم بىجهت طلاق گرفت . به من نوشت نايب الحكومهء نظامى حكم نموده امر فرندج شما را انجام بدهم . تقى را با او فرستاديم رفتند تا چه شود .
عزل عدل الممالك
تقى مىگفت جهت عزل عدل الممالك ظاهرا اين بود كه در موقعى كه حضرت حكمران نظامى در باغ تفرج مىكردند با امير محترم ، عدل الممالك بلندبلند صحبت مىكرده است . فورا اوقات حكومت تلخ مىشود . رعدوبرق به ظهور مىرسد . آنچه از دهانش بيرون آمده به عدل الممالك و امير محترم ناسزا فحش گفته و خارج نموده است .
روزنامهء ايران آزاد - ضياء الواعظين
در شهر كه بودم ماژر ابو الحسن خان رئيس ژاندارمرى دوستانه رقعهاى به من نوشت و تكليف كرد جريدهء « ايران آزاد » كه جديدا طبع خواهد شد آبونه بشويد . من محض دوستى با او شدم به سالى ده تومان . اين ايام نمرهء اول آن رسيد . مدير آن بهاء الواعظين است كه حاليه بهاء را به ضياء مبدل نموده ضياء الواعظين شده است . در ستون اول آن خطاب به كابينهها مىكند كه شما اى كابينههاى سياه و سفيد ، كابينههاى نجات و اميد هيچيك ناجى ما نبوديد . مردم زودباور ايران آخرين دقايق حيات خود را روى نسخههاى چاپى شما گذاشت . شما همه ديپلومههاى يك مدرسه و سروته يك كرباسيد .
شما همه تعزيهخوانهاى قديمى و آكتورهاى امروزهايد . تاخت مىآورد به همهء آنها .