دو تومان هم به مصرف وصول آن خواهد رسيد . چند جا فرستادم ندادم . بالاخره كاغذى به عدل الممالك نوشته تفصيل صد و چهار تومان و حقهبازى آشوت كه هرقسم است اين پول را بدهد من بروم ايشان هم سى تومان دادند كه همين را موجود داشتم . پساز وضعخورده خرجى شهر هفت تومان براى ما ماند . وارد زوارك با دو قران پول سفيد من شدم .
اداره ( حياط مهدى )
شنبه دهم ربيع الثانى ، 18 قوس - اين چند روز متصل ابر بود و اغلب باران آمد . ملاها و رعايا ديدن كردند . حياط مهدى كه موسوم به اداره شده ( ژاندارمرى مدتها منزل داشت به آن لحاظ اداره مىگويند ) بيرونى شد . گفتيم من بعد هم همان اداره بگويند . پشت بامهايش را دادم تعمير كردند . او خانهء مرا خراب كرد من بايد خانهء او را تعمير كنم .
نوكرها خانه و اطاق آقا برار را گرمتر و نزديكتر ديده ، هنگامى كه من بيرون نيستم آنجا اقامت دارند . تقى كه سراج محله خانهء خودش مىرود .
وضع جنگليها
ابو طالب گرمارودى كه در جنگل بود با بليت تأمين و ده تومان خرجى از فرماندهء قزاق وارد اينجا شد . گفت ميرزا درميان جنگل در قريهء زيبن « 1 » كه مال حسن خان طالشى است مانده . كسما ، فومن ، گلاب « 2 » زرميخ همه را قزاق گرفت . منتظر چيست . سه عرابه توپ بزرگ را دفن نمودند . دستهدسته هم كسانش تسليم مىشوند . ( از قرار جرايد بعد كه رسيد در دوم ماه زيبن را قزاق گرفت ميرزا فرارى شد . )
الموتيهاى جنگل
اكبر نسائى و محمد پسر مهدى هم آمدند . كاغذى سعيد نظام نوشته بود مهدى ورس مانده است . اينها مدتى است از كسما حركت نمودهاند . رفتند خمسه ، از آنجا قزوين . روز حركت من عصر رسيده بودند . تمام را در راه تكدى نمودهاند . مهدى ريش گذاشته بوده و دعانويسى و درويشى در راه مىنموده است . شش هفت ماه هم حبس بودند . ولى آقا
هامش
( 1 ) - نام اين آبادى در متن عين السلطنه چندبار زيبق آمده است ولى در فرهنگ آباديهاى ايران چنين نامى ضبط نشده است . دو آبادى در فومن به نامهاى زيبن و زيده هست كه جنگليها در آنجا مىبودهاند . ( ا . افشار )
( 2 ) - گوراب زرميخ .