گفتند در كسما زن گرفته و توقف دارد . مختار و على محمد دستگير شده بودند مىخواهند فرار كنند ، قراول شليك مىكند . مختار سخت مجروح مىشود ، على محمد كوچنانى سرتير مقتول .
آذوقه
تمام همّ ما مشغول تهيهء آذوقه است . فصل تهيه گذشته بايد به زحمت فراهم نمود .
چندى بگذرد اين هم پيدا نمىشود ، حتى زغال . مقدارى هم از بابت سى و پنج خروار حوالهء ماليه گندم از صادق خان گرفتم . به هرشكل هست بايد گذران كرد تا بهار چه پيش آيد . من كه ديگر ميل ندارم اينجا بمانم ، خسته شدم . موقع تحصيل پسرها هم رسيده است نبايد مثل ملكه و روشنك بشوند . اما امورات دست ديگرى است و آتيه [ را ] كسى خبر ندارد . من روزى را هم كه الموت آمدم به قصد توقف چندماهه بود .
اجارهء سه ساله
دوشنبه 20 ع 1 ، 29 عقرب - ديشب و امروز پس از بارانها برف آمد . دو مرتبه پارو كردند . ليكن يخ نبست و چندان سرد نيست . حكومت دو شب اينجا آمد . درباب آتان احكامى آورده بود . آنها را خواست باز مهلت داد . مىدانم و حتم دارم حكومت ناسخ مىدهد و اجارهء سه ساله من پاك خواهد ماند .
سرقت توله
من از سرقت تولهء خوب خودم دروژاك يادم رفت بنويسم . اين تولهء خوب نازنين من را در شهر قزاقها دزديدند و تقصير باجاك تولهء اسمعيل خان بود . يك روز من دروژاك را خانهء رفعت السلطان بردم . جاك جوان را ديد عاشق دل خستهء او شد . اما هرچه كرديم در خانه بماند ممكن نشد . حتما روزى چندساعت به اى نحو كان خودى به معشوقه مىرساند و بعد منزل مىآمد . در اين بين عشقبازى گرفتار قزاقها شد . نمىدانم كداميك از صاحبمنصبان او را ضبط نمودند و بردند به منجيل كه هرقدر من آدم فرستادم و تفحص كردم پيدا نشد . اسباب تفريح و مشغوليات منوبچهها بود . به علاوه كه شكارى و پاسبان خوبى بود و چون نزد فرنگى هم تربيت شده بود اخلاق خوبى داشت . فقط زياد مىخورد ، يعنى بيشاز جثه و بنيهء خودش . تولهء ديگر سيالان اينجا بود اما بدتربيت شده اسباب اذيت است . ابدا بو هم ندارد . غافلگير هم هست ، حتى مرا يكمرتبه گرفت . من سگ را دوست دارم و هميشه توله يا سگ داشتهام . از فقدان دروژاك بسيار