تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6252

مساهمون:

ص٦٢٥٢
يك‌نفر ثالثى معين شود كه درآن محكمه نظارت كند . يا مادهء استثنائى وضع كنند كه رجوع به محكمهء ابتدائى شود و الا براى چهل تومان من با ملا محمد كجا پاشيم برويم . از آن طلب بگذريم بهتر است تا ده مقابل ، بيست مقابل آن خرج كنيم ، غربت بكشيم .

جنگليها

سه‌شنبه سلخ صفر ، نهم عقرب - عبد العلى خان از رشت آمد . آنقدر خل‌خلى كرد ، آنقدر حرف نشنوى كرد ، آنقدر فضولى كرد تا بالاخره امير موثق او را اخراج كرد . كار خوبى داشت ، ترقى هم مىكرد . افسوس جوانى و جهالت نگذاشت . دو روز ديگر مىرود طهران . او مىگفت دور كوچك خان را گرفته‌اند متصل كسان او تسليم مىشوند . حتى دسته موزيكان‌چيان او دو روز قبل از حركت من تسليم شد . باز مىگفت كه خالوها هنرمندى به خرج دادند ، آنقدر رشت را از غارت و تهاجم جنگليها حفظ كردند تا قزاق رسيد . مىگفت تمام علماء ، تجار ، كسبه و اهل رشت عريضه نوشته و اجماعا نزد سردار آمدند كه اگر اين دفعه كوچك خان دفع نشود يا به دسايس او گوش داده امان بدهيد ما تمام جلاى وطن به روسيه مىكنيم ، زيرا ديگر براى ما جان و مالى نمانده و ايضا نخواهد گذاشت . سردار قول داد كه او را حتما دفع مىكنم .

باندرول

من عصر گردش طولانى رفتم . بعد هم خانهء سردار سعيد دير منزل آمدم . . . يك ماه مىشود مسكرات آزاد شده ، اما باندرول پانزده شاهى سه هزار دينار شد ، پنج شاهى هم مال معارف . در مغازه‌ها شش قرآن ، خانه‌ها پنج هزار و پنج شاهى مىفروشند .

صارم السلطان

آقاى صارم السلطان توسط سفارت انگليس مفتش ماليه شده . تفتيش قزوين ، همدان و كردستان با ماهى دويست تومان و خرج مسافرت . اما صارم السلطان آدمى است درست و سلامت . هرگز توى خط تقلب و دزدى نبوده . به اين واسطه نمىتواند كشف بعضى چيزها را بكند و به‌درد اين كار نمىخورد . صورتى است .

آشوت تاجر ارمنى

بالاخره يكصد و چهار تومان پس از وضع آن صد تومان تقلبى قرار شد بنان ديوان بدهد . حوالهء آشوت ارمنى خرازى داد . ده روز مدت گذشت گفتيم پول . گفت امشب اين
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6252 | قهرمان ميرزا عين السلطنه