تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6251

مساهمون:

ص٦٢٥١
قزوين نمايد كه آن يا خمسه يا طهران [ است ] . ديدم كه پاى ورقه قرار صلحيه نوشته بود رؤيت شد حقير ملا محمد مسئله‌گو . اين قوانين است كه مىگويند مطابق با مزاج مملكت و اهل اين ولايت نيست . ملا محمد تمام خانه ، زندگى ، كسب ، كار مسئله‌گوئى را بگذارد و براى چهل تومان برود طهران با خمسه و از من تظلم كند ، آن هم بااين قوانين . احضاريهء اول ده روز مىكشد تا به من برسد ، اگر الموت باشم خيلى زيادتر . جواب نمىدهم يا به يك حيلهء قانونى رد مىكنم . پانزده روز مىرود تا آنجا برسد . تا ورقهء ثانى نوشته شود ثبت شود و با پست به من برسد يك ماه طول مىكشد . يك ماه ديگر جواب دوم من مىرسد . آن‌وقت مدتها طول مىكشد و مبلغى بايد پول بدهد تا حكم غيابى صادر شود . يك ماه اقلا طول دارد تا حكم غيابى به من برسد . فورا يكى دو تعرض به محكمه و حكم وارد مىكنم حكم رد مىشود . مثلا مىنويسم اين ملك خالصه است و گفتگوى ملك خالصه از خصايص وزارت ماليه است نه عدليه . اين تعرض حكم را باطل مىكند ، آن‌وقت جناب مسئله‌گو بايد برود سر داستان اول و مجددا عرض حال بدهد . همين‌طور مدتها طول مىكشد و پول بايد بدهد و در شهر غريب بايد خرج كند ، منزل كرايه كند چه‌وچه تا حكم غيابى مجدد صادر شود . آن‌وقت من تازه وكيل تعيين مىكنم و در محكمه آغاز گفتگو مىكند . آيا پس از يك‌سال ، دوسال ، سه‌سال حكم صادر شود يا نه . پس از صدرور حكم آيا اجرا بشود يا نه . درحالىكه عدم اجرا محقق‌تر است تا اجراى آن . براى آن‌كه قوه و قدرت ملا محمد در الموت از من كمتر است . هروقت باشد ولو به تصرف او هم بدهند من مىتوانم به هزار اسباب‌چينى از تصرف او بيرون بياورم ، يا محصول را كلا ببرم . حكومت يا عدليه به من چه كند . خيلى زور بياورند صد تومان مىدهم . اثبات خسارت از خود دعوا سخت‌تر است و نمىتواند خسارت هم بگيرد .

قوانين عدليه

اين قوانين ترجمه است . مال مملكت فرانسه و بلژيك است كه همه‌جا صلحيه نزديك است ، همه‌جا راه‌آهن و اتومبيل است ، تلفن هست ، تلگراف هست . ملا محمد مىتواند با تلفن وكيل دعوا براى خود تعيين كند . خسارت گرفتن در كار است . بعد ثبوت هم كسى نمىتواند اسباب‌چينى كند ، حقه‌بازى كند . يا پول به حاكم و رئيس عدليه بدهد سكوت اختيار كنند . حالا من هم در قزوين تا دويست‌تومان اگر از كسى طلب‌كار باشم به‌همين درد مبتلا هستم . پس بايد تجديدنظر در اين قوانين كرد و كار مردم را سهل نمود . مثلا وقتى كه ملا محمد از دست من عارض است و رئيس صلحيه قوم من است