تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6248

مساهمون:

ص٦٢٤٨
بخشيده شد يا از ميان رفت . ديگر خانهء اينجاى من هم برهم خورد .

تلگراف سردار سپه دربارهء جنگليها

وزير جنگ تلگرافى به طهران نموده بود كه مجددا رئيس الوزرا به همه ولايات مخابره نمود . چاپ كرده و منتشر نمودند . سردار مىنويسد كه متجاسرين چيزى نمانده بود شهر رشت را مجددا غارت كنند كه قزاق رسيد و عقب نشستند . باز محض رعايت ، ما شروع به جنگ خارج شهر نكرديم . آنها به طور متهورانه صبح ديگر شروع به جنگ كردند . ديگر ممكن نشد ما صبر و تحمل كنيم . بيرون شهر جنگ سختى شد و آنها عقب نشستند . باز حيا نكرده شب بر سر ما تاختند . ما آنها را پس نشانديم و باوجود فراوانى آب از رود پسيخان گذشته همه‌جا در تعقيب آنها هستيم . منتظر بودم قواى اطراف خبرش برسد ، امروز خبر رسيد كه همگى در مواقع خود وارد شده انشاء اللّه از چند طرف حمله آورده به كلى صفحهء گيلان بلاديده را از لوث وجود متجاسرين مصفا خواهم نمود .

عريضهء رشتيها برضد كوچك خان

روزنامه‌جات ما در اين مدت هفت سال هيچ‌گاه از ميرزا كوچك تنقيد نكرده و بد نگفته بودند تا يك ماه قبل كه حبّ اين سكوت را جريدهء « ايران » به موجب يك طغرا عريضهء چهار هزار نفر از مهاجرين رشت مقيم طهران شكست . گيلانيها نوشته بودند ما نمىدانيم تا كى تا چند اين مرد شيطان كافر كه باعث اين‌همه فساد و خونريزى و غارت مردم گيلان شده نزد اهالى پايتخت مقدس و منزه و مبرى است . براى چه اين آدم مقدس شدهء شما در خانه‌هاى خود نشسته سر املاك كسب و كاسبى خود پول هم از او مىگيريد ، خوب مىگوئيد . اما اگر يك نفر شما به روز ما افتاده بود باز خوب مىگفتيد ؟ چرا شرم نمىكنيد ، حيا نمىكنيد . ميرزا كوچك چه نكرده است . روس را بيرون كرد لا و اللّه . انگليس را راه نداد . پول گرفت و هادى او شد . بولشويك را نياورد ، كمونيست را نياورد ، ايران را جمهورى نكرد ، بولشويك نكرد . يك مملكت گيلان و يك شهر عظيم متمول رشت را به خاك سياه يك‌سان نكرد . حالا هم به گوشه‌وكنار مىگوئيد برويد با خودش بسازيد . اين است جواب ما . باز ما برويم و با اين سگ بسازيم ، ما ديگر روى رفتن وطن خود را نداريم . ما ديگر هستى نداريم . خيلى از اين مفصل‌تر و بالاتر .