تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6147

مساهمون:

ص٦١٤٧
هست ، ميرپنج ، امير تومان ، سرتيپ الى ماشاء اللّه چند دور تسبيح .

همه‌كاره

بارى من در رشادت و تهور حسن خان شك‌وشبهه ندارم . اما تصور مىكردم در مدرسهء نظام ژاندارمرى يا نظميه درس خوانده و تعليم يافته . خودش گفت من در مدرسهء فلاحت كه مديرش مسيو داشر بود درس خوانده‌ام . براى ما ايرانيها فرق نمىكند از مدرسهء فلاحت نظامى و از مدرسهء نظام فلاح بيرون بيائيم . ما هرعلمى را در هرمدرسه باشيم فراخواهيم گرفت . چنانچه مىبينيد هريك همه كاره‌ايم . گاهى نظامى ، گاهى پلتيكى ، گاهى وزير ، گاهى حاكم ، گاهى امين ماليه ، گاهى رئيس اوقاف ، گاهى رئيس پست و تلگراف . عجب‌تر آنكه خواه مدرسه ديده و رفته باشيم خواه نرفته باشيم . حسن خان همان در مدرسهء فلاحت علم نظام را هم ياد گرفته از هجوم سلولها ، از قشون‌كشى ملخها ، سن ، مورچه به مزارع فلاحين و غيره و غيره .

هارويدسن

بارى من خواستم اصل‌ونسب و شغل هارويدسن غول بيابانى را بفهمم . گفتم مسيو را مىدانم اهل سوئد هستند ، ليكن نمىدانم از كدام شهر [ است ] و چه وقت ايران آمده ، چه درجه داشتند . گفت شهر من ( ايستاد ) شهر كوچكى در جنوب سوئد كنار درياست . ده سال است ايران آمده‌ام . بعد آهى كشيد گفت درجه نداشتم ، جزو سوارنظام بودم . پرسيدم شما را كنترات كردند آوردند . آه طولانى كشيد گفت نه خودم آمدم . در علم و هنر او بس‌كه با اين سرعت ترفيع مناصب و درجات مملكت ما هنوز سلطان ژاندارمرى است . پيداست كه فعله بوده و برحسب قانون نظام مملكتى اجبارا جزو قشون شده ، دستهاى خشن و انگشتان كلفت بدشكلى دارد . دهانش تو و فرورفته ، گونه‌ها بيرون آمده ، چشم بسيار ريز كه همه گواهى مىدهند همان فعله و نعل‌بند بوده است . بعد از شام باز سردرد دل امير اسعد باز شد و بقدرى هفده هزار خروار برنج و سه هزار من ولايتى روغن گفت كه همه چرتى شديم و يكىيكى به قرارگاه خود رفتيم . من و آقاى هارويدسن در يك اطاق استراحت كرديم . پشه خيلى داشت . من پشه‌بند داشتم . به هارويدسن تكليف كرديم گفت مرا پشه اذيت نمىكند . مرا در كاشان يك شب هشت مرتبه عقرب زد تأثيرى نكرد ، جز آن‌كه كمى ورم كردم . در كازرون فارس باز چند مرتبه مرا عقرب زد هيچ معلوم نشد . هارويدسن مىگفت من شبى دو سه بطرى عرق مىخورم و مست نمىشوم . چندين روز است شهر آدم فرستاده‌ام و نيامده . نمىدانم نيايد چه كنم .