تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6139

مساهمون:

ص٦١٣٩
نشسته متوجه من هستند . من به آنها ملامت نمودم ، بد گفتم . يكى از آن ميان گفت مدتى بود آب مجراى خودش را گم كرده بود سربالا مىرفت ، حاليه به مجراى طبيعى افتاد . من بيدار شدم و مشغول شكرگزارى شدم . ( پايان نقل قولهاى امير اسعد )

ترياك‌كشى امير اسعد

يك‌ساعت بعد از نصف شب شام خورده شد و استراحت كرديم . روز جمعه امير اسعد سابقا صبحهاى زود برمىخاست امروز درست نيم ساعت به ظهر مانده بلند شد . سابقا شب زودتر مىخوابيد ، ديشب مدتى هم پس از من بازنشسته بود . ترياكى ترياكى نيست ، اما استعمال مىكند . من هم بوى ترياك ديشب شنيدم ، هم از خلال در اطاق كه اندكى بازمانده بود وافور و منقل آتش را ديدم . سابقا گاهى مىكشيد حاليه گويا همه‌روزه يك جزئى بكشد .

ترياك جاى مشروب

سيد ضياء به واسطهء قدغن مسكرات خيلى از مردم را ترياكى كرد . اواسط الناس كه هيچ مسكر به دست نياوردند همه ترياك‌كش شدند . اين كابينه هم همه احكام او را نسخ يا كم كرد و تغيير داد ، جز منع و قدغن مسكر كه خجالت كشيد نسخ كند .

نقل قولهاى آبدارباشى

امير اسعد كه خواب بود من رفيق قديم خود حاجى آبدارباشى او را صدا زدم و مشغول صحبت شدم ، زيرا من البدوالى الختم در نزد امير اسعد و رفقاى حبس او بود . خيلى حرف زده شد . خيلى من او را استنطاق كردم اما آنچه نوشتنى است مىنويسم :

سفارش كريم آقا خان و سردار سپه در مورد محبوسين

مىگفت در قزاقخانه رئيس آترياد عراق كريم آقا نامى بود . خيلى سفارش به مستحفظين مىكرد كه خوش‌رفتارى كنند . خود سردار سپه هم من مىديدم كه سفارشات مىكرد . يك شب ساعت دونيم از شب رفته آمدند عين الدوله و فرمانفرما و پسرهاى او را با سپهسالار ببرند قصر قاجار ، من در راه‌پله ايستاده بودم عين الدوله پايش به‌شدت درد مىكرد ، پنجاه پله بود گريه مىكرد ، ناله مىكرد و به زير مىآمد . فرمانفرما نسبت به پسرها متغير شد و فحش داد .