شمران ) ، عين الدوله با قوام السلطنه هم در خود عشرتآباد . جهانشاه خان در باغ ديگر .
مقاصد سيد ضياء
در اينجا چون اطاق كم بود همه مخلوط بودند . اينجا ما را براى اين آوردند كه سيد ضياء با ارامنه و بعضى ترورهاى مسلمان معاهده نموده بود كه شب بريزند و تمام ما را بكشند . از آنجا بروند فرحآباد شاه را بگيرند و به فوريت حركت بدهند . وليعهد رئيس جمهور يا شاه شده سيد ضياء ديكتاتور و صاحباختيار كل ، تا بعد كار وليعهد تمام شود و به كلى عنان و اختيار و هرچه اسم آن باشد با خود سيد شود . آوردن محبوسين به اينجا براى نزديكبودن به شهر و فرحآباد بود كه بعد راه اسباب تأخير كار نشود .
كميتهء آهن كميتهء آتش شد
خداى محبوسين و شاه و ايران بلند بود . همانشب كه مىبايست اين واقعه صورت بگييرد خود سيد را تبعيد نمودند و تفصيل آن اين است كه از روز ورود قزاق به طهران بين شاه و رضا خان صميميتى واقع شد كه رضا خان باطنا مطالب را به شاه عرض مىكرد و مخفى نمىداشت . « كميتهء آهن » كه اين هنگامه را برپا داشت عضو زيادى داشت .
كوچك و مختصر كردند و اسمش را « كميتهء آتش » گذاشتند . وليعهد و عضد السلطنه و سيد و رضا خان و اپيكيان و چند نفر ديگر از خواص داخل بودند . « كميتهء آتش » تصميم كرد كه آن قضيه را صورت بدهد .
طرز گرفتن استعفانامه از سيد ضياء
رضا خان سردار سپه از همانجا كه بيرون آمد رفت يكسر به فرحآباد و شاه را آگاه نمود . شاه هم كه هفتهاى بود با سيد سرسنگين بود و سيد هم گاهى ناخوش مىشد و تمارض مىكرد ، گاهى به هيئت وزرا مىآمد موقع را غنيمت شمرده فرمود مىشود استعفاى او را گرفت . سردار عرض مىكند چرا نمىشود . مىفرمايند نخواهد داد .
چنانچه چندروزه نداده . سردار عرض مىكند امر بفرمائيد من خواهم گرفت . شاه مىفرمايند برويد و بگيريد . سردار فورا شهر آمده و به حكم موزر استعفاى سيد را مىگيرد و او را حركت مىدهد . در حبس ما خبر تمارض سيد را داشتيم . صاحباختيار و شهاب الدوله پيغام نموده بودند كه حكايت چيست . اما تصور به اين زودى را نداشتيم .