تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6096

مساهمون:

ص٦٠٩٦

جنگ فتح تهران

در طهران روزوشبى كه مجاهدين وارد شدند و مجلس را گرفتند اين‌همه تير از توپ و تفنگ خالى شد . من كه يك روز بود براى ديدن نقاط جنگ رفتم ، به حق خدا ديوار قزاقخانه همان سفيد و يك داغ گلوله نداشت ، يك نفر زخمى نشده بود . سر در نقاره خانه را يك دسته سرباز فوج اميريهء تبريز داشت ، بام كاروانسراى وزير نظام و بام بازارها را مجاهدين . فقط يك خيابان هفت هشت ذرعى فاصله بود . ده هزار تير اين دو طرف بهم خالى كردند . خداوند شاهد است من براى همين كار كه ببينم چه به روز نقاره‌خانه آمده رفتم . اگر به همه جهت داغ‌ده بيست‌گلوله داشت . ديگر همه به حال سابق خود بود و هرچه تفحص نمودم كه مقتولى ، مجروحى در اين ميان واقع شده معلوم نشد . جنگ هم در مملكت ما مانورى است كه مجروح و مقتول و گرفتار ندارد . همان از يك فرسنگى به‌هم شليك مىكنند تا فشنگ يك‌طرف تمام و منجر به فرار شود . آن دفعه فشنگ آنها تمام شد فرار كردند ، اين دفعه فشنگ اينها .

نامهء امير اسعد

بارى ديروز صبح جواب كاغذ امير رسيد كه من چه كنم ، راست است جاى من بد است بروم باغ كلايه . اما آنجا هيچ آذوقه نيست ، شما چه صلاح مىدانيد . اينها بروند من و شما نمىتوانيم بمانيم ، فورا تشريف بياوريد با دشت من هم بيايم برويم چاله ياكير و اكبرآباد بمانيم ، چه‌وچه ، خيلى چيزها . در خاتمه منتظر كاغذ شما و دستورالعمل شما هستم . كاغذ رئيس اردو جوابش رسيد كه خيلى از اطلاعات كه داده بوديد ممنون شدم ، اما دو روز قبل اگر اين اطلاعات به من رسيده بود خيلى مفيدتر بود . ما به ملاحظاتى رفتيم پائين‌روچ ، ليكن اهميت ندارد . همين‌قدر كمك رسيد حركت مىكنم . پست همه‌جا گذاشته شده است .

ساعد الدوله رفت

غروب تقى خان آمد . من اول خيال بدى كردم و جرئت نمىكردم سؤال كنم . اما نزديك شد از وجنات او فهميدم خبر بد نيست و به خودم جرئت داده پرسيدم ها براى چه آمدى ، مگر چه واقع شده . گفت چيزى واقع نشده بلكه از سمت قشلاق به آقايان زورآور شدند كه ساعد الدوله و سران سپاه همه رفتند . فقط اسمعيل افندى با سى چهل