تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6098

مساهمون:

ص٦٠٩٨
هرچه باشد صرف اين قوا مىشود .

توقيف روزنامهء خود

( من امروز اين‌روزنامه را از توقيف خارج كردم و مشغول درج مطالب شدم . انشاء اللّه ديگر توقيف نخواهد شد ) .

نايب زوارك و عشق معشوقه

آدم از زوارك آمد كه فرار نوروز باعث خشم پست زوارك شده ، پيغام داده اگر نيايد مقصر است . فرستاديم رفت . عبد اللّه خان نايب زوارك ، رفيق شب يارفى ما ، به خيال خودش يكى دوتا خاطرخواه در زوارك و كلان دارد . لذا از شخص طالقانى دعا گرفته طلسم گرفته و مشغول عشق‌بازى خيالى است . آن شب هم كه از من بىهنگام اسب خواسته بود عشق معشوقه سرش زده بود . مىخواست در آن‌وقت شب وداعى نموده باشد . يكى از معشوقه‌هاى او همين ربابه است . شب ديگر در يارفى مراجعت از هينز دنبال زن ملا عين اللّه كرده بود . از اين كارها هم در بين هست . ژاندارمها و آن رئيس صحيهء نامرد تمام زنهاى هرانك را هرزه كردند . زن . . . در زوارك رسما براى اينها قوادى مىكند .

وكيل قزاق و دختر جولادكى

در اينجا وكيل قزاق من حال نداشت رفته بود توى سوراخ درخت گردو بالاى ده استراحت كند يك دختر جولادكى آب مىآورد گرفته بود بخورد ، بعد مچ‌دست دختر را مىگيرد تو بكش‌من‌بكش . داد دختر بلند مىشود ، لاعلاج رها مىكند . دختر آمده بود گفته بود . آمدند سراغ من . قضا را خواب بودم . بعد گفته بودند اين دختر بىوقتى شده ، اجانين بودند . هرچه دختر قسم مىخورد نام‌ونشان مىداد مادر على و آنهاى ديگر محض دفع شر اصرار مىكردند . اين چيزها هم مزيد ساير مطالب است . جنگ اصلا بد چيزى است خاصه جنگ داخلى و خانگى و برادركشى كه در مملكت ما از زمان مشروطه الى حال دائما برقرار است .

پرگرام روزانه

پرگرام ما دراينجا روشن و معلوم است . صبح بلند شده پس از صرف شير و چاى در توى چمن نشسته با ملامحيط . جزئى كارى باشد يا كسى ديدن آمده باشد مشغول آن مىشويم . بعد با سگها بازى مىكنم ، بو مىدهم كه مشغوليات خوبى شده ( سواى