بياييم ، مستشار فرستاد كه صبر نموده تا شما را ملاقات نمايم . بعد كه بيرون آمد مانع از آمدن ما شد ، ساعت سه به غروب بيرون آمده ، پياده از راه خيابان به دكان ميرزا عباسقلى خان رسيده ، قدرى صحبت بعد آقا شيخ رضاى دهخوارقانى رسيده ، تعارف به خانهاش نمود ، ليكن ممكن نشد . بعد به خانه آمده ، گفتند ديشب آقا سيد كاظم يزدى و آقا ميرزا عباس آمده بودند اينجا و صبح هم آدم آقاى طباطبايى همدانى آمده و وعده ناهار را گرفته بود . بعد تا يك از شب خانه بوده ، بعد بلند شده به خانه معاون السلطنه روضه رفته ، ديدم كسى نيست .
پرسيدم عين الممالك و عضد الممالك و ارفع الملك كجا هستند ؟ گفتند چون عضد الممالك ناخوش است آنها هم به اندرون عيادت رفتهاند . من هم احوالپرسى نموده ، مرا به اندرون خواستند . رفتم عيادتى كردم مرضش يا ذات الريه يا ذات الجنب تشخيص داده بودند .
بعد بالاخانه آمده ، روضه گوش كرده ، ساعت سه من و عين الممالك باهم آمده ، ايشان به خانه خودش و من به خانه خود آمده ، بتول هم قدرى كسل و مدرسه نرفته بود . شام آبگوشت خورده ، خوابيديم .
تروريسم ارمنى
جمعه دوازدهم جمادى الاول . - صبح رضا قلى خان آمده ، چايى مىخورديم و صحبت شهريه بگيرها را مىنمود . دو ساعتى بود ، بعد رفت . من هم بيرون آمده ، منزل طباطبايى همدانى رفته ، دو نفر آنجا بودند ؛ معلوم شد يكى صلاح السلطنه كارپرداز شيراز بود كه تازگى آمده و يكى مترجم نظام همدانى كه به امريك براى درس خواندن رفته بود ، صحبت متفرقه مىشد . در ضمن معلوم شد كه دولت ده هزار تومان براى كميته ارامنه فرستاده ، شايد از آنها عدهاى تروريست براى تصفيه مملكت از مخالفين خود خواسته باشد .
اتحاد علما
بعد شرحى كه روز دوشنبه يا سهشنبه در خانه حاج شيخ مرتضى ، جمعى از وجوه علماى لاشخور از قبيل امامجمعه ، حاج آقاى شيرازى و غيره آنجا بوده ، آقا ميرزا محمد صادق رئيس نطقى ايراد نموده كه دنيا در نهضت و رو به ترقى