كوهى و عيار هم بودند ؛ مقياس پذيرايى نمود . شاخص تفصيل ملاقات شب ديروز عصر خود را با فطن و صدرايى و تدين و جليل الملك نمود كه متألم از فرقه بودند . من هم تفصيل ملاقات شب سهشنبه خودمان را با خليل آقا و ميرزا على آقا و علىزاده و عين الممالك و خلخالى نموده ، بعد مقارن غروب بلند شده ، آقايان علىحده و شاخص و مقياس به خانه عز الممالك ، بنده هم از راه كوچه به مغازه خلخالى . آقا شيخ عبد العلى و پرويز و بعضى ديگر آنجا بودند . تا ساعت دو از شب آنجا بوده ، هوا هم ترشح باران [ داشت ] .
نقشههاى انگليس براى آذربايجان
بعد با آقا شيخ عبد العلى سوار واگون شده ، ايشان به منزل انتظام الحكماء نورى كه ناخوش بود رفته ، در ضمن نقل شد كه تبريز را انگليسىها پيشنهاد كردهاند كه جزو قفقازيه و آنجا يك دولت جمهورى شود و رياستجمهورى موقتى او هم با رسولزاده شده و عوض آذربايجان قدرى از تركستان به ايران داده شود و نيز راه عتبات بين قزل رباط و شهروان هم شلوغ است و احتمال مىرود مشار الملك حاكم تبريز بشود و در تبريز خيلى قحطى و سختى است و گندم خروارى يكصد و سى تومان است .
ديوان فرخى
بعد به خانه مستشار الملك ساعت دو و نيم از شب رسيده ، رفتم اندرونش ، مير سيد حسن خان نامى با شعاع نام و مستشار مشغول مقابله ديوان فرخى بودند . من هم با آنها مساعدت و مشغول خواندن اشعار و مذاكره حالات شعرا تا ساعت پنج . شام چلو با خورشت پوست ليمو و ترشى غورهغوره و سيب زمينى هم در خورشت بود . بعد تا ساعت هشت مشغول صحبت . اما شب پرباد و سوزى بود . بعد خوابيديم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه يازدهم جمادى الاول . - صبح در خانه مستشار الملك ، من و مير سيد حسن خان بيدار ، بعد از چايى و شير و ضعف قليان « 1 » خواستيم بيرون
هامش
( 1 ) . صبحانه .