تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣

[ امور روزانه ]

يكشنبه چهاردهم جمادى الاول . - صبح نصرت الممالك آمد كه خداحافظى نموده برود . در ضمن معلوم شد كه حقوق ايشان ماهى شصت تومان و حقوق ميرزا اسماعيل خان تفرشى كه انبار تحديد ترياك خراسان به او سپرده شده صد تومان و بيچاره نصرت الممالك با داشتن عيالات شصت تومان [ براى او ] كم است . بعد احمد و بتول به خانه احياء السلطنه براى معالجه دست بتول رفته ، ننه اسماعيل هم به حمام رفته ، من هم مشغول تحرير . بعد بتول آمد . بعد فاطمه خانم دختر ننه باقر با بچه‌اش آمد . احمد هم آمد . ناهار آش و قليه كدو خورده ، ننه اسماعيل هم آمد . ناهار خورده ، بعد چايى ، بعد بيرون آمده كاغذ پست كمره و خراسان را داده به منزل دكتر سيد محمد خان كه مىرفتم تتمه پنج تومان خياط دو دست لباس احمد را به ميرزا على آقا دادم . پنج سير روغن هم به احمد گفتم بگيرد . نيم من گوشت هم بىاستخوان از سرچشمه به يك تومان خريدم . حاج سالار منصور را هم ديدم ، گفت امير مفخم هم به طهران مىآيد . بعد خانه دكتر رفته ، آقاى شاخص و مقياس ، عيار و فلاح هم بود . كوهى نيامد ، بنا شد جمعه آتيه خانه كوهى برويم ، نتيجه گرفته نشد . مقارن غروب بلند شده ميرزا زين العابدين جواهرى را در راه ديدم ، اصرار به منزل و اينكه مىخواهم شما را ملاقات نمايم ، قبول نكردم . بعد ميرزا محمد خان ساوجى مرا ديد و گفت در خلج رفتم رعيتى نمودم . معتضد نظام خلج تعدى به من كرده ، فرارى شدم . در اين بين آقا شيخ صادق شهميرزادى را ديدم ، شكوه از نصرت الدوله كه مرا بدون جهت انحطاط رتبه داده و مرا مأمور به همدان كرده‌اند . بعد ساعت دو از شب به خانه آمده ، عصر هم زن قديم آقا سيد جليل و زن معتمد دفتر و خواهرش آمده بودند . شام هم كته و قيسى و تخم‌مرغ با قليه كدو داشته ، خورده ، خوابيديم .

[ امور روزانه ]

دوشنبه پانزدهم جمادى الاول . - صبح آقا شيخ محمد على قزوينى و آقا عبد المطلب زنجانى آمده ، چايى خورديم ، قدرى صحبت متفرقه و عنوان اينكه حاج مجد السلطنه آدم خوبى است و براى اينكه سرشكسته نباشد ميل دارد داخل كارى بشود . گفتم من كه ارتباطى با كابينه ندارم . بعد از مدتى بلند شده رفتند . بعد احمد و بتول هم به مدرسه رفتند . من هم بيرون آمده به خانه سيف الاطباء رفته ، به امين الملك پيغام دادم كه من رفتم ، شما هم تشريف بياوريد . بعد
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 823 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا