تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
است . گفتم من جزء حوزه نيستم . گفتند شما پدر حوزه هستيد . مستشار هم اندرون بود . خبرش دادند . فرستاده بود بروند توى حوزه تا من بيايم . من نرفته ، آمدند ، رفتيم اطاق ديگر . آقا ميرزا محسن خان سن‌لويى هم آمد كه ناظم حوزه بود . به مستشار گفتم چه‌طور شد صاحب حوزه و مربوط با تشكيليون شديد ؟ گفت حوزه من ابدا مربوط به آن‌ها نيست و خودم به‌خودىخود حوزه دارم تا ببينم چه مىشود و جمعيت تا پنجاه نفر دارم . گفتم چه‌طور شد شما را مانع نشدند و نظامى شهر شما را متفرق نكرد ؟ گفت تابه‌حال كه متعرض ما نشدند .

ميرزا محسن خان سن‌لويى

بعد آقا ميرزا محسن خان را پرسيدم كه كجا رفته‌ايد ؟ گفت از طرف وزارت معارف مدير يكى از مدارس متوسط شده‌ام و مدرسه سيروس را كه دولت تصرف كرده و اثاثيه او را خريده عجالتا او را به من سپرده‌اند . گفتم چه شد كه از سن‌لويى خارج شديد ؟ گفت در مدرسه سن‌لويى به واسطه اينكه سفير فرانسه اغلب مىآمد آنجا و مسيو شانتله با من مأنوس بود ، وزير هم مربوط شد و از من خوشش آمد و ميرزا محمود خان منشى خودش را كه رئيس انبار گندم خواستند بنمايند مرا به‌جاى او خواست به ماهى هفتصد فرانك استخدام نمايد . من به شانتله گفتم ، او خيلى اظهار بشاشت و رضايت و توصيه‌نامه از من به سفير نوشت و فرستاد به شميران . سفير هم موكول به يكشنبه كه شهر مىآيد نمود . روز يكشنبه كه آمد وقت دخول به كليسا به ميرزا محمود خان گفت با من صحبت نمايد . ميرزا محمود خان هم سجل احوال مرا نوشت . بعد سفير و شانتله از كليسا بيرون آمده ، ديگر سفير ابدا با من حرفى نزد . دو سه هفته بدين منوال گذشت . من به شانتله اظهار نمودم كه مطلب چه شد ؟ شانتله گفت سفير گفته من استعفا از خدمت نموده‌ام و مىروم ، سفير بعد خود داند .

مدارس دولتى

بعد معلوم شد كه شانتله سعايت نموده و به‌جاى من يك نفر ديگر را برده منشى نموده تا اينكه مدارس دولتى بيست و شش دانه تصويب شد كه دوازده‌تاى آن متوسط و با حقوق است ، چه ابتدايىاش و چه متوسطش . و چهارده‌تاى آن
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 816 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا