تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
بىمعاش . واقعا دلم سوخت كه اين چه بدبختى است . ماندم فكر چه كنم ؟ بعد او رفته . من در خانه مشغول تحرير . ننه اسماعيل به خانه آقا ميرزا احمد خان رفت كه كاغذ توصيه خواهرش را به خراسان بنويسد . بعد من و بتول و احمد ناهار نان و پنير و لبو ترشى خورده ، بعد چايى . بعد به احمد براى واگون خودش و بتول پول دادم كه بروند خانه دكتر حسين خان .

هوادارى ميرزا على اكبر ساعت‌ساز از كابينه

بعد خودم بيرون آمده درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان تفصيل ديشب خانه نايب حسين نمره يك ژاندارمه باغ شاه كه پانصد نفر متجاوز در خانه‌اش دعوت داشته و آمدند . ميرزا على اكبر ساعت‌ساز نطقى داير به مذمت وزرا و وكلاى سابق و اين‌كه بايد تجديد انتخاب كرد و آن وكلا به زور موزر و پول انتخاب شدند و اين وزراى حاليه اول خادم وطن و فعال و اصلاح‌كن هستند . بعد بلند شده ، پارچه سه ذرعى را از ميرزا على آقا خياط گرفته كه يك‌پارچه سه ذرع [ و ] نيمى بگيرم و نيم ذرع آسترى ديگر كه كسر آورده و به نظرم شايد سرقت نموده است . بعد سبزه‌ميدان كاغذ بروجرد ، كمره ، همدان و صمصام را تمبر زده به صندوق انداخته . آقا شيخ عبد الحسين ساعت‌ساز را ديده ، ساعت احمد را نشان داده ، پسند نكرد . از آنجا به مغازه شير محمد گبر رفته پارچه را دادم كه فردا بروم سه ذرع [ و ] نيم بگيرم . بعد پياده به خانه دكتر سيد محمد خان رفته ، كوهى ، شاخص ، عيار ، فلاح هم مشغول صحبت . شاخص گفت روز سه‌شنبه من و كوهى برحسب تقاضاى فطن كه تدين و جليل الملك هم بيايند و قدرى صحبت بشود . قرار شد شاخص برود و كوهى نرود . بعد از صحبت‌ها مقارن غروب بيرون آمده قرار شد عصر چهارشنبه هم بيائيم اينجا . حاج شيخ حسين را در بين راه ديده احوالپرسى نمودم به خانه حاج ميرزا يعقوب و خانه عميد السلطنه رفته ، هيچ‌كدام نبودند . گفتم احوالپرسى و ميل مرا به ملاقات خدمتشان عرض نمايند .

حوزهء خودبه‌خودى

بعد نيم از شب به خانه مستشار الملك كه مدتى نديده بودمش رفته ، ديدم آنجا جمعيتى و تعارف به ورود آن اطاق كردند . پرسيدم چه خبر است ؟ گفتند حوزه
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 815 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا