تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
بعد به خانه آمده ، من و بتول ناهار نان و قليه كدوى حلوايى خورده ، آقا ميرزا يحيى خان آمده ، چايى خورده ، صحبت‌هاى متفرقه نموديم . آقاى مجلسى و پرويز و خلخالى و دكتر سيد محمد خان هم آمده ، تفصيل جلسه خانه ميرزا على آقا را خلخالى [ بيان كرد ] من هم تفصيل جلسه خانه ميرزا ابراهيم خان و [ صحبت‌هاى ] قزوينى را بيان نموده ، مذاكرات در جريان شد ، خيلى طول كشيد . قرار شد عصر يكشنبه منزل دكتر رفته . آقايان كه مىرفتند آقا شيخ محمد تقى كمره‌اى آمد و گله از نرفتن امروز من به خانه‌اش نموده ، تقاضاى رفتن مرا امشب نمود كه ننه اسماعيل را نگاه داشتيم ، شما هم شب بيائيد . گفتم با تنها بودن خانه ممكن نمىشود . بالاخره بتول را تقاضا نمود كه همراه ببرد ، قبول نمودم . بتول و آقا شيخ محمد تقى رفته ، من و احمد تنها در خانه مانده . شام آبگوشت خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

شنبه 6 جمادى الاول . - صبح احمد چايى بار [ كرد ] و هوا قدرى باران داشت . به‌فاصله ساعتى بتول و ننه اسماعيل هم از خانه و مهمانى آقا شيخ محمد تقى كمره‌اى برگشته ، من هم مشغول تحرير . احمد هم به مدرسه رفت . ناهار نان و آبگوشت و قليه كدو خورده ، بعد چايى . مشغول تحرير بودم ، آدم مصدق السلطنه با پاكت محتوى سى تومان عوض قيمت ده جلد تاج العروس آورد و ده جلد لسان العرب را عودت داده بود . من هم رسيد را نوشته ، بعد آقا ميرزا عبد الرحيم خان همشيره‌زاده آقا سيد جليل اردبيلى آمد . برحسب وعده به ديدن شيخ الاسلام اردبيلى كه به جهت معالجه چشم به طهران آمده بود رفتم .

اخبار اردبيل

قدرى صحبت اردبيل و مأموريت امير السلطنه به حكومت آن‌جا از طرف سپهسالار كه بلكه جنگلىها را اعدام نمايد و آزادىخواهان را تعقيب نمايد ، من جمله حاج‌بابا خان و ظفر الملك كه سابقا وثوق التجار بود ، آن‌ها را هم تعقيب و گرفتار نموده . بعد از ساعتى بلند شده به خانه حاج صادق بانكى مقارن غروب عيادت رفته بهتر بود ، اما بىچاره خراب ناخوشى عرق النساء شده بود .

تامين بىاساس وثوق الدوله

در اين ضمن بختيارى آمد آن‌جا . معلوم شد كه ثقة الملك حاكم همدان تشكّى از مهدى خان منشى ناصر الملك كرده بود و دولت حكم كرده بود كه ياغى است و
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 813 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا