تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
نير السلطان آمد كه آقاى تنكابنى فرموده‌اند استخلاص محبوسين را وثوق الدوله اشكال نموده ، به عنوان مجرميت نير السلطان كه محبوسين نظميه را مستخلص كرده . بعد يك به غروب بلند شده به منزل مشار الدوله آمدم ؛ آقا شيخ محمد حسين يزدى و آقاى ضياء الواعظين و سردار فاخر آنجا بودند . مشار الدوله خودش در اندرون ناخوش و بسترى ، پيغام ورود را با تبريك به سردار فاخر گفته ، قدرى صحبت با حاضرين بعد بلند شده به‌طرف شمس العماره آمده ، آقا رحمان را درب مغازه خلخالى ديده . روبوسى نمودم . گفت به‌عجله مىخواهم بروم عراق و دو سه روزى بيشتر طهران نيستم .

شريف الدوله بعد از مأموريت آذربايجان

مميززاده را ديده ، سپردم كه صبح جمعه را با آقا ميرزا على آقا و آقا خليل بيايند منزل بنده ، قدرى با اكبر آقا و رضا قلى خان و غيره صحبت كرده ، مقارن غروب با احمد روانه خانه شده ، احمد را به خانه علىزاده و يمين الملك فرستادم و خود به منزل شريف الدوله رفته ديدن نمودم ؛ چون عمليات او را در آذربايجان و بادكوبه خوب شنيدم ، حقيقتا ميل ديدنش را نمودم . تا ساعت يك و نيم از شب آنجا بوده ، بعد به منزل آمده ، شام با احمدين و ننه اسماعيل و بتول پلوماش داشته ، خورديم و خوابيديم .

صحبت اوضاع روز

چهارشنبه 26 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى سيد احمد را به كندن دو سه ريشه درخت و بيرون آوردن يك درخت زردآلو [ مشغول ] نمودم . در اين بين يمين الملك گروسى آمد . زن‌ها هم مشغول پختن نان بودند . در اين ضمن نصرت الممالك آمده ، مشغول صحبت اوضاع روى كره و صلح و جنگ و ننگ‌هاى بىشرمانه كه مدير رعد براى خوش‌آمد كه به مزيد جوايز و نواله از دشمنان ايران نايل گردد ، چه مطالبى درج مىكند . بعد يمين الملك رفته ، نصرت الممالك اظهار داشت كه مرا نامزد براى اشتغال به امور تحديد خراسان نمودند ، نمىدانم به چه كارش مىباشد ، عجالتا به امين التجار اصفهانى سفارشى بنمائيد كه مرا تابع غير مركز نكند . قبول نمودم . بعد ايشان هم رفته ،