تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣

دستگيرىهاى اخير

خلخالى گفت شنيده‌ام چند نفرى را گرفته‌اند . منجمله سهراب‌زاده و مهام الملك . گفتم ديروز شنيدم چند نفرى را به اسم بلشويكى گرفته باشند ، اما اين‌ها از قشون شخصى وثوق الدوله و نصرت الدوله هستند ، گمان نمىكنم گرفتار بشوند ، مگر اينكه پلتيكى باشد . بعد بلند شده به خانه سرهنگ رفته كاغذ پدرش را دادم و تاكيد در سرعت رفتن به كمره‌اش را نمودم . بعد بلند شده شبانه به خيابان قوام السلطنه خانه غضنفر خان رفته منزل ميرزا باقر خان را پيدا كرده . ژاندارمه خانه امير اعلم گفت بعد از ظهر بيرون رفته و نيامده‌اند . سه پاكت كه يكى به توسط من و دوتاى ديگر به توسط آقا ميرزا باباى تاجر كاشانى كه به جهت ايشان رسيده بود به ژاندارمه دادم و گفتم به او بگويد كه عصر از پسر آقا ميرزا بابا كه سراغ شما را گرفتم اين دو پاكت را هم كه يكى را پاره كرده بود به من دادند كه به شما برسانم .

پروندهء قتل استوار

بعد ساعت يك و نيم از شب به خانه پهلوى رفته . قدرى صحبت مسافرت به سمت ساوه و آشتيان و عراق و قم كه پست را از آن راه حركت دهند نمود كه به مخارج كمى آن راه داير مىشود . بعد صحبت اينكه بعد از آمدن و راپرت جامع صحيح كه خيلى محل تمجيد هيئت وزراء و شاه شده بود و اينكه محرمانه هم شنيدم كه نصرت الدوله به حكم غيابى مرا محكوم نموده‌اند كه حبس شوم ، به واسطه اينكه به ويستادهل سوءظن در باب قتل استوار نموده بودم . بعد به محاسب الممالك گفتم ، او رفته بود با وثوق الدوله از دست نصرت الدوله داد و فرياد كرده بود . مشار الملك هم به واسطه توسل رفاقتانه كه ميرزا آقا خان به او جسته بود با وثوق الدوله طرف مىشود نصرت الدوله را رييس الوزراء مىخواهد او مىگويد ويستادهل تعقيب مىنمايد . ويستادهل را وثوق الدوله پيغام مىدهد كه رها كن و تعقيب نكن .

توضيحات ويستادهل

ويستادهل به توسط موليتر ملاقات پهلوى را مىخواهد ، پهلوى سه‌شنبه گذشته مىرود ، ده روز پيش مىرود خانه ويستادهل ، ويستادهل توضيحات مىدهد كه