ارزان شده با سه سير روغن خريده بيايند ، آنها هم رفته يك از شب آمده ، خبرى نداشتند ، فقط گفتند برادر اعتماد الاسلام را ميرزا زين العابدين گفت كه فوت كرده و فردا اعتماد منزلش ختم دارد . بعد شب شام آبگوشت و قدرى ترخينه و مغز گردو و حلواارده داشته ، خورده ، من هم تجديد مرهم سر و گردن خود را نموده ، خوابيديم .
[ امور روزانه ]
دوشنبه 24 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى بتول و احمد به مدرسه رفته من هم با سيد احمد و ننه اسماعيل مانده ، ناهار بتول آمد و آبگوشت كلم خورده ، بعد از چايى ، سيد احمد را بازار برده ، قدرى ماش خريده و روانه مريضخانهاش نمودم و خود سه به غروب مانده ( كوچهها هم گل بود ) به خانه دكتر سيد محمد خان رفتم ؛ فلاح و عيار و كوهى هم آمده ، قرار شد جمعه آتيه صبح من از علىزاده و تنكابنى و آقا ميرزا خليل آقا و آقا ميرزا على آقا و عين الممالك و آقا شيخ ابو طالب و مميززاده دعوت نمايم و با آنها صحبت نمايم .
مذاكرات تنكابنى و وثوق الدوله
بعد صحبت ملاقات تنكابنى با وثوق الدوله روز شنبه عصر كه وقت معين كرده بود ، ميرزا يك ساعت منتظر ، بعد كه ملاقات شد وثوق الدوله گفته بود كه فقط شما يك نفر دمكرات بيشتر نيستيد ، حق ندارى اشخاصى كه مرتكب جنايات شدهاند آنها را بدون رسيدگى شدن تقاضاى استخلاص نمائيد ؛ بينش و صبا در كميته مجازات شركت داشتند و نير السلطان در معاونت وزارت داخله جناياتى كرده و آنها را مرخص نموده . ميرزا سيد مصطفى خان در كرمان كه بود به انگليسىها خساراتى وارد كرده ، اگر شما حاضريد كه آنها را در محكمه نظامى محاكمه نمايند و هرچه حكم شد اجرا شود . من آنها را از قزوين بگويم بياورند ، و الا بدون محاكمه آنها را نمىتوانم مرخص نمايم . آقاى تنكابنى هر چه اظهارات ملايم نموده بودند مفيد نشده بود .
بعد دكتر اظهار كرد كه روز جمعه تنكابنى را خانه حاج محمد باقر كاشى دعوت براى مساعدت با تشكيلات نموده بودند . ديروز هم ناهار منزل آقا شيخ جلال براى همين كار دعوت نموده بودند . امروز هم بعد از ظهر صارم الدوله از ميرزا تقاضاى ملاقات كرده ، بعد صحبت شد كه ميرزا ، مساوات شده ؛ هرجا