بعد مقارن مغرب بيرون آمده بهسمت حجره خلخالى رفته ، مير سيد محمد خان دكتر ، آقا سيد على داماد يزدى ، خلخالى و جمع ديگرى بودند . به دكتر گفتم و قرار شد كه عصر چهارشنبه منزل تنكابنى برويم . بعد پرويز اظهار داشت كه به بروجردى بنويسم كه آقا ميرزا سيد على را وكيل نمايند . گفتم جريان ندارد ، چون معروفيت محلى لازم دارد . علاوه ، مساعدت متنفذين . گفت سلطان العلما مساعدت دارد . گفتم اشتباه نكنيد و من چند روز قبل با آقا ميرزا صادق خان بروجردى چون ديدم مايل است و احتمال جريان هم دارد وعده نمودم . گفت دو نفرى باشند . بعد قرار شد كه باز ملاقات نموده ، صحبت نماييم .
بعد ساعت يك از شب آمده به خانه عين الممالك رفته تا ساعت سه از شب نشسته ، شاهزاده عضد السلطان نيامد . چون وزراء امروز بالا رفته بودند ، معلوم نبود آشتىكنان با شاه بوده يا قهر و استعفا . اگرچه اولى به واسطه اينكه حاج مجد الدوله را وثوق الدوله ميان كار انداخته بود كه جمعيت شاهزادهها و قاجاريه كه تجمع كرده و دستهبندى بر عليه وثوق الدوله محرمانه داشتند . آنها را هم به هم زده شايد اسباب آشتى را فراهم بياورد ؛ به نظر همچه مىآمد . مذاكره مصدق السلطنه شد كه ناخوش است و بسترى است .
هجو كابينه و دبير الملك براى ترياك
بعد چند شعرى عين الممالك گفت شنيدهام ، نسخهاش به من داد :
شنيدهام كه به يك جلسه هيئت وزراء * براى حفظ همه از مخاطرات هلاك
به اتفاق نمودند اينچنين تصميم * كنند از همه ترياكيان دواير پاك
نوشته گشت چه تصميمنامه در هيئت * رسيد دست وزير فوائد ناپاك
قلم گرفت كه امضا كند دبير الملك * ز آستين وى افتاد لوله ترياك
بعد ساعت سه و ربع از خانه عين الممالك بيرون آمده به خانه آمدم . شام آبگوشت كلم و قليه عدس و كدو خورده خوابيديم .