جنوب را فراهم آورده . ميرزا جواب داده بودند كه خود انگليسىها به واسطه فشارى كه به آنها واقع شده بود و صولت الدوله كه بناى حمله را به شيراز گذاشت پليس جنوب را براى جلوگيرى و دفع آنها مأمور كردند . پليس جنوب ملحق به صولت الدوله شد ، ناچار پليس جنوب ، پليسى را به آن ترتيب پيشنهاد به دولت كرد و الان هم چند نفر از آن پليسها در قم متحصن هستند . بعد نصرت الدوله اظهار كرد كه اسباب اعزام نمايندهء صلح به اروپا اين كابينه شد .
جواب شنيد كه اصل روح اين نمايندهء صلح معلوم نيست كه با اين پردههاى رنگارنگ چه بود ؟ و آيا آنها را راه مىدهند كه بروند ؟ بعد از رفتن هم معلوم نيست چه بكنند . حالا كه در قفقازيه توقيف هستند . بعد وثوق الدوله مىرسد .
نصرت الدوله تفصيل تلگراف و كاغذ تنكابنى را به وثوق الدوله عرض مىكند .
وثوق الدوله مىگويد اين تلگراف را به من داده بودند . تنكابنى مىگويد البته تا كاغذ و تلگرافات ماها را از دو طرف كه مىشود تا از شما اذن بگيرند نمىرسانند . بعد وثوق الدوله مىگويد مطالعاتى بايد بكنم تا قرار استخلاص آنها را بگذارم . بالاخره قول مىدهد كه به زودى آنها را بخواهد و مىگويد عدل الملك را مرخص كرديم برود بادكوبه با صد و شصت تومان حقوق .
بلشويك شدن جمعى در مازندران
بعد صحبت اغتشاش مازندران كه آقا شيخ باقر تلگراف كرده كه جمعى بلشويكى شدهاند و باعث اغتشاش شده . بعد اينكه در تبريز قونسول آلمان قنسل انگليس و بانك را تصرف و توقيف مىنمايد . از طهران تلگراف مىزنند كه چرا اين كار را كردى ؟ جواب مىدهد كه دولت اگر بىطرف است ، اقدامات ساير اجانب از چه مدرك است ؟ و اگر طرف است معين نمايد . بعد صحبت رضا قلى خان كه ما چندين نمايندههاى حوزهها نمىدانيم چه كنيم و مىخواهيم شماها را انتخاب براى اجراى مقاصد خودمان بنماييم كه از هرجومرج خلاص شويم . ميرزا گفت شما حوزههاى خودتان را هرقدر بتوانيد توسعه بدهيد كه كسى ملتفت هم نشود كه مبادا باز شماها را بگيرند و بايد در سياست حالا مداخله نكرد ، مگر وقتى كه اطمينان حاصل شود . بعد قرار شد كه روز دوشنبه عصر شيخ العراقينزاده برود منزل تنكابنى . به من هم تكليف كردند ، بنده هم رد نكردم .