حساب از قبيل طلب من بابت نقيبزاده و امام قلى خان و بعضى اشياى ديگر از قبيل ترياك ملك و غيره كه مقدار او معلوم نبود بماند بعدها كه بروند كمره يا صورت از كمره بخواهند و سالار [ محتشم ] هم در خصوص وجه نقيبزاده بايد از عهده برآيد .
بعد آقايان قبل از ناهار بلند شده رفتند . من هم مشغول انطباق حساب بودم .
ناهار با بچهها آبگوشت خورده ، بعد چايى به همان قسم ، مشغول تحرير و رسيدگى به نوشتجات . دمل گلويم هم درد مىكرد ؛ خانه ماندم . شب هم چلو و خورشت كدو خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه ششم ربيع الثانى . - صبح بلند شده ، بعد از چايى و تجديد شستوشوى دمل و انداختن ضماد ، آقاى دكتر رفيق نقيبزاده آمد . مذاكرهء اقدامات در استخلاص آقايان را نمود . گفتم آقاى تنكابنى را ديده ، هرقسم قرارى كه بگذارند من هم حاضرم . بعد ايشان رفته ، همشيره با يك باديه بزرگ حليم با روغن و عسل كه در خانه درست كرده بود آمد . ناهار چون خودش در خانه با بچهها حليم خورده بود ، من و بتول و ننه اسماعيل ناهار نان تلخ و حليم خورده ، بعد چايى . فاطمه ننه باقر هم نفهميدم بهجهت چه آمده بود .
اولتيماتوم ژاپن به امريكا و بلشويكها به همه دول
بعد عصر بيرون آمده بهطرف خانه حسين على خان سرهنگ رفته ديدن نموده ، اظهار داشت كه سردار جنگ مرا مىخواهد با خودش به اصفهان ببرد . گفتم بد نيست . بعد اول مغرب بيرون آمده به حجره خلخالى رفتم . اظهار واردين آنجا اين بود كه ژاپون به تحريك انگليس اولتيماتوم به آمريكايىها داده ، بلشويكهاى روسيه به همه دول اولتيماتوم دادهاند . نصرت السلطنه و شعاع السلطنه با نصرت الدوله و وثوق الدوله آشتى و طعمهاى گرفتهاند و عدل الملك با ماهى صد و شصت تومان حقوق از دولت ، مرخص از حبس قزوين و به ادارهء تومانيانس شعبه بادكوبه رفته و چند نفر ديگر از محبوسين قزوين تظلمى به وثوق الدوله از فسق و فجور بعضى ديگر نموده كه اگر ما را مرخص نمىكنى ، جاى ما را عوض كن . بعد مرآت الممالك آمده ، اظهار شد كه پولى گويا دولت گرفته و اجازه حمل برنج به خارجه دادهاند و از اين جهت برنج