دو و نيم از شب بيرون آمده ، آقاى قزوينى به خانهاش ، من هم به خانه آمده ، شام آبگوشت با كلم و حلواى كدو و نان خيلى تلخ خورده خوابيديم .
فشار سفير بلژيك ، علت گرانى بليط واگون
دوشنبه سوم ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى حمال ذغالى آمده ، هرچه خواست ذغال را بچپاند من قبول نكرده ، به يك هزار دينار رشوه و التماس حمل نمود . من هم بيرون آمده به منزل اورنگ رفته ؛ منتظر بود . تا يك ساعت به ظهر نشسته . صحبت اينكه چهطور شد اجازه افزونى قيمت بليط ماشين و واگون را وزارت فوائد داد . گفت ما اجازه نداديم و به زور سفير بلژيك به كمك كمپانى كه خسارت به ما وارد آمده و سختگيرى به هيئت وزراء خودشان پيش بردند و نيز صحبت كرد كه ذكاء الملك و ميرزا حسين خان را دولت مستقلا قرار داد بروند . بعد از رفتن ، مدير ايران آنها را بهسمت اجزاى مشاور الممالك معرفى نمود ، ما خواستيم تكذيب نمايد ، نشد . بعد باهم بيرون آمديم ، او به خانه ذكاء الملك ، من به خانه . ناهار آبگوشت كلم و حلواى كدو خورده مشغول پيدا كردن كاغذهاى حساب جنسى خودم از سنوات ماضيه با حاج جلال لشكر شدم .
عصر چايى خورده ، كاغذى به سردار مقتدر نوشته كه جمعه را مىآيند يا خير ؟ به احمد داده رفت . آدم شيخ العراقينزاده آمد كه چه وقت فرصت آمدن به آنجا را داريد ، گفتم دو به غروب . بعد از خانه بيرون آمده ، به منزل مرآت الممالك رفته كه او را ديدن نموده ؛ ديدم . اظهار داشت كه آقا سيد كمال و عدهء آمدن اينجا را نموده ، چايى مىخورديم آقا آمد . تا يك به غروب مانده صحبت مىكرديم . بعد ايشان رفته ، ما هم بلند شده به منزل شيخ العراقينزاده رفته ، معظم الملك نامى هم آنجا آمده صحبت ملاقات آقا شيخ محمد حسين يزدى و نجات و ملك را در خصوص حضرات يزدىها و توسل براى عزل سردار ظفر نزد وثوق الدوله و در ضمن استخلاص تبعيدشدگان كه وثوق الدوله چند روزى كه فكر نمايم نموده ، بعد ما هم ساعت دو از شب بلند شده با آقاى مرآت گردشكنان به مغازه خلخالى رفته ؛ پرويز ، فدايى و ميرزا نصر الله خان جهانگير خانى آنجا بودند .