تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧

مذاكره در باب تبعيدشدگان قزوين

آدم عين الممالك آمد كه در خانه معاون السلطنه ، آقا ميرزا سيد احمد خان و ايشان منتظر شما هستند . بلند شده رفتم . ديدم عين الممالك ، ارفع الملك ، عضد الممالك و آقا ميرزا سيد احمد خان پدر مير سيد مصطفى خان نشسته‌اند . اظهار نمود كه اين قسم نمىشود كه تبعيدشدگان در قزوين بمانند . گفتم طريقى كه به نظر شما برسد و عملى باشد بفرماييد . بالاخره قرار شد جمعى را از قبيل تنكابنى ، مويد الاسلام ، آقا شيخ محمد حسين يزدى ، خلخالى ، آقا مير سيد حسن كاشانى ، فطن الملك ، حاج شيخ محمد حسين استرآبادى ، دهخوارقانى ، مرآت الممالك ، عين الممالك ، آقا شيخ عبد العلى ، حكيم الملك ، مير سيد محمد خان ، دكتر و خودش و من دعوت نموده مذاكره شود كه چه بايد بشود . هر چه قطعى شد عمل شود . بعد ساعت دو و ربع از شب رفته بلند شده به خانه آمدم . شام آبگوشت حليم گندم و كلم با حلواى كدو خورده ، با بچه‌ها خوابيديم .

ندادن حقوق سردار ملى توسط دولت

چهارشنبه بيست و نهم ربيع الاول . - صبح باران را از شب رها نكرده ، چايى خورده ، قدرى سرم درد و كسل بودم . پشت كرسى افتاده ناهار زن آقا سيد جليل آمد و آبگوشت و حلواى كدو با بچه‌ها خورده و چايى خورديم . قبل از ظهر هم آقا ميرزا حسين داماد سالار ملى آمد و قدرى از سابقه و خدمات خودش و اينكه سالار ملى قريب ده هزار تومان مقروض و حقوق دولتى او را كه ماهى چهارصد تومان بود مدت‌ها است نداده‌اند و قريب همان مقدار قروض است . بعد كه رفت ناهار خورديم . عصر هم زن آقا سيد جليل رفت . مقارن غروب اعتماد حضور آمد و اظهار داشت كه براى تبعيدشدگان بايد كارى كرد . شاه و نصرت السلطنه و صمصام و مستشار و ممتاز و غيره همه حاضرند . گفتم اداره‌كن مىخواهد ، من اهل اين كارها نيستم ، و ليكن اگر رفع اسارت و تضييق نظامى بشود كه بتوان مفاسد مملكتى وثوق الدوله و خيانت به مملكت و ملت او را بيان كرد البته خوب است . پرسيدم چه‌كار مىكنى ؟ گفت در بلديه و ماهى هفتاد و پنج تومان حقوق مىگيرم . بعد ايشان هم رفته ، من هم به كسالت روز باقى بودم و دو كارت‌پستال به جهت محبوسين قزوين [ براى ]