تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦

ارسال نامه تشكر براى شاه

چهارشنبه چهاردهم ربيع الاول . - صبح بعد از چايى پاكت شاه و اعزاز السلطنه را به احمد داده كه به اعزاز برساند . بعد خودم بيرون آمده سوار واگون شده ، ميدان توپخانه پياده به ديدن عماد الكتاب و ارداقى به محبس رفته ، قدرى صحبت . گفتند متوحش بوديم كه تو را گرفته‌اند . بعد بيرون آمده به ديدن استاد حسن خان نجار رفته ، ديدنش در دكان نمودم . بعد نزد استاد محمد على محلاتى رفته از آن‌جا ميرزا حبيب الله خان پستخانه را ديده قرار شد بعد از ظهر جمعه منزل فتح السلطنه برويم .

صمصام و قصد انزوا

بعد سوار واگون به خانه صمصام رفته ، خيلى دلتنگ و قصد انزوا داشته ، گفت سردار جنگ حاكم اصفهان ، از خارج هم شنيدم خودم ، صمصام شايد به خراسان برود . بعد قدرى صحبت ، ناهار حاضر شد . من به گمان اين‌كه خيلى به ظهر داريم ديگر مقتضى نديدم كه ناهار نخورده بلند شوم . بعد از ناهار بلند شده به خانه حكيم الملك رفته ، بود و گفتند نيست . بعد به خانه سردار محيى به ديدن ميرزا كريم خان رفته ، جمعى ، امين الملك كردستانى و شوكت بودند ، صحبت‌هاى متفرقه ، دو به غروب بلند شده نجم‌آبادى هم آن‌جا بود ، با من بيرون آمد و گفت اين‌جا يك خانه است ، اسباب حراج مىكنند و معتمد الدوله هم هست . بنده رفتم قدرى با معتمد الدوله و مشير اكرم صحبت نموده ، بلند شدم به خانه حاج جلال لشكر رفته ، خودش نبود ، ميرزا باقر خان مستوفى و مشهدى محمد رضا . . . « 1 » اولى در تحديد كه هزار و هفتصد مثقال ترياك باندرل شده را در تحديد گرفته‌اند كه تقلبى است و دويمى به چنگال اسد الله خان پسر بانوى عظما . بعد بلند شده در ميدان توپخانه سوار واگون . مقارن غروب به خانه آمده ، مشهدى عبد الله فخار آمده بود دو اجاق به جهت نان ساج ما درست نموده ، دو هزار با يك دانه كدوتنبل به او داده و رفت . احمد آمد گفت مير سيد محمد خان دكتر آمده بود مغازه خلخالى و گفت من چند
هامش
( 1 ) . چند كلمه ناخوانا .