است كه سنهء ماضيه پانزده كرور دولت انگليس براى دخول جنگ ايرانىها اعتبار داده بود و به زحمات مقدمات آوردن وثوق الدوله به مسند رياست . . . « 1 » اينها از يك سال و نيم قبل بناى جمعآورى ترور و تحريكات و جلب علماى سوء و سران احزاب و اصناف به تضييق مردم در امر نان و نرسيدن وجوه به ادارات دولتى و ناامنى طرق و تعديات رؤسا كه مردم به سفارت بروند و يا هيجانى در عموم توليد شود . بعد كه امر صلح به ميان مىآمد آن پانزده كرور تخصيص براى بردن استقلال ايران و تحت الحمايه شدن آن داده شد . آقايان ، وثوق الدوله به دستور سفارت در آن خط كار مىكنند كه يكى از آنها كار ترور نمودن مخالفين وثوق الدوله است و اين كار را از سابق هم داشتند و تير به بينش و صباء هم به جهت فحاشى آنها و جزو وثوق الدوله نشدن آنها بود و شعبات درست نموده ، قوه اجرايى هم دارند .
تقاضاى انحلال پليس جنوب
چندى قبل نزد ممتاز الملك كسى رفته بود و اظهار داشته كه وضع ايران خيلى بد ، و ما جز تغيير رژيم حاليه را درنظر نداريم و شما را بهترين اشخاص براى رياست اجراييه آن نديديم . ممتاز مىگويد چون من تا اشخاص مركز و مقصد آنها را نشناسم و ندانم نمىتوانم رد يا قبول خود را اظهار دارم ، آنها هم نمىگويند . به سروقت مستشار الدوله مىروند ، او هم مىگويد اين كارها وجه زيادى لازم دارد . مىگويند وجه حاضر شده اما كاركن اول را اسم نمىبرند و مىروند . شايد همانها هستند كه كاركنان وثوق الدوله و نصرت الدوله و اجزاى اول آنها سهرابزاده و محمودزاده و ميرزا حسين خان اطريش و امثالهم بود .
بعد شيخ العراقينزاده مىگويد چندى قبل مشاور الممالك به سفارت انگليس در باب پليس جنوب مراسله مىنويسد كه موقع انحلالش رسيده . سفارت بعد از اينكه از دربار لندن استفسار مىكند جواب مراسله را به وزارت خارجه مىنويسد كه بعد از انقضاى صلح و امنيت طرق و شوارع جنوب ، پليس جنوب به عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما والى فارس تسليم خواهد شد . اين كاغذ را مشاور الممالك با
هامش
( 1 ) . چند كلمه ناخوانا .