تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
سنجابى كه به ديدنش رفته بود را نمود . بعد بلند شده به خانه آمدم . شام آبگوشت حليم گندم با بچه‌ها خورده نان گندم يمين الملك خيلى تلخ [ بود ] و به سختى خورديم . بعد خوابيديم .

حال ملك الشعرا و ساعت‌ساز در مهمانى نصرت الدوله

ميرزا على آقاى يزدى نقل كرد كه شش شب پيش منفورين تشكيليون در باغ سردار معتضد مهمان نصرت الدوله بودند ، ساعت‌ساز شبانه به قدرى پياله زده بود كه حال از او رفته بود . ملك الشعرا يك قليان سواره يعنى چرس خواسته بود ، برايش تهيه نموده بودند ، يك شعر بداهتا براى سردار معتضد در تعريف باغش گفته بود كه ميرزا على آقا گفت آن شعر را در كتابچه‌ام نوشته‌ام .

دزد زدن به خانه

دوشنبه دوازدهم ربيع الاول . - صبح از خواب بيدار شده مشغول چايى بوديم بتول آمد بيرون ، بعد اظهار كرد كه ديشب طاس را بيرون گذاشتم و يك پيراهن خودم با چادرشب كه كيسه دوخته بودم ، هيچ‌كدام نيست . در پشت و در قهوه‌خانه و در حياط را ملاحظه كرديم ، هيچ‌كدام باز نبود . قطع كردم كه از راه كاروانسرا آمده‌اند . بعد بچه‌ها مشغول پختن ناهار . من هم بيرون آمده به خانه نجم الواعظين برحسب وعده رفتم . آقا ميرزا سيد احمد خان هم آمده بود . مشغول صحبت شده ، ناهار مفصلى آقاى نجم تهيه و بعد از ناهار چايى . باران هم مىآمد . سه به غروب بيرون آمده ميان باران به خانه آمده ، ننه اسماعيل هم چلو و خورشت به جهت اسماعيل برده و از مريضخانه نيامده بود . مشهدى اكبر آسيابان هم بارهاى ارداقى را كه سه بار مىشد و يك لنگه پياز هم مشهدى مرتضى علاف فرستاده بود .

عزيمت هيئت ايرانى به اروپا براى صلح

امروز هم بنا بود مشاور الممالك وزير امور خارجه به‌سمت نمايندگى به اروپا برود . سويت او هم ميرزا حسين خان پسر علاء السلطنه و ذكاء الملك و