بدهيد . ميرزا عباس خان به استوكس مىگويد . استوكس هم قبول مىكند و مىگويد يك شبى هم خودم مىروم به منزل ميرزا حسين خان . ميرزا حسين خان هم هفت نفر از رفقاى محرم ، پشت پرده در خانه خودش مخفى مىكند كه مذاكرات او را با استوكس بشنوند . بعد بلافاصله ميرزا حسين خان ناخوش و استوكس بهسمت رشت حركت . در بين راهها لا ينقطع تلفن احوالپرسى و نيليكان و اسكات را به معالجه او مىفرستد تا آنكه بعد از مدتى كه خوب مىشود استوكس از ماندن طهران منفصل و مىرود . بعد خوابيده صبح چايى خورده بلند شدم .
توقيف مؤيد الاسلام كرمانى در خانه نصرت الدوله
پنجشنبه هشتم ربيع الاول . - صبح از خانه دهخدا بيرون آمده ، عماد خلوت را ديدم . دلش به حال فرقه مىسوخت . بعد به خانه دكتر مهدى خان رفته ، حاج ميرزا حسين كرمانشاهى آنجا بود ، قدرى صحبت ، بلند شده ، مؤيد الاسلام كرمانى را ديده ، گفت چهل و هشت ساعت در خانه نصرت الدوله توقيف بودم كه چرا كمك به تبعيدشدگان [ كرده ] و به ديدن آنها به نظميه رفته بودم . بعد يكبار برنج به پسند و تقويم حاج شعبانعلى خريده از قرار خروارى شصت و هشت تومان 36 من و نيم . بعد به خانه آورده ، ناهار قدرى چلو و فسنجان با نان تازه خورده ، چايى هم خورده ، بيرون آمدم . كاغذ پستخانه را داده ، سوار واگون ، فخام الدوله را در واگون [ ديده ] اظهار توقيف خود را به جهت استنطاق حريق ماليه نمود كه فقط قصد اهانت به ضد تشكيلى بود .
ترميم كابينه
در ميدان توپخانه پياده شده به خانه حاج جلال لشكر رفته ، او و آقا ميرزا باقر خان را ديده ، قدرى صحبت كمره را آنها و دوشانتپه را با وقايع ، من نموده ، بيرون آمدم . آقا شيخ حسين گيوه فروش را ديده ، گفت صبح تا ظهر محاسبات روضهء مسجد و فروش بقيه قند ، نفت ، چايى ، و غيره را نمودم كه تمام رسيدگى شد . بعد بازار آمده شنيدم كابينه وثوق الدوله ترميم شده ، صارم الدوله را معرفى به شاه براى ماليه و سپهدار را براى جنگ تعيين نمود . بعد بازار آمده يك عباى