وثوق كردهاند و غير او را به رياستوزرائى نمىپذيرند . بعد شام مفصلى خورده ، نمانديم و بيرون آمديم . شاهزاده هم ميل داشت كه سعد الدوله رئيس الوزراء بشود ، اما باطنا گفتم سگ زرد برادر شغال است . بعد ساعت پنج از شب به خانه رسيده خوابيدم . امروز هم در ختم پدر حاج آقاى شيرازى در مسجد شاه توطئه ديده بودند تدين برود و اظهار اطمينان از طرف ملت به كابينه وثوق و نسبت شرارت به مخالفين او . و ملك الشعراء برود بالاى منبر و بگويد ملت اطمينان به مشاور الممالك كه نماينده صلح باشد ندارد . يا وثوق الدوله يا نصرت الدوله بايد برود . البته ختمى كه براى يك اسكورچى يا پنبهفروش و عطار ، دولت در مسجد شاه بگذارد براى يك همچه بازى است ، كه او را رنود به هم زده ، تدين و ملك نتوانستند موفق شوند .
[ امور روزانه ]
دوشنبه پنجم ع 1 . - صبح بلند شده بعد از چايى عدهاى از رفقا آمده ، صحبت . بعد به منزل عين الممالك رفته قدرى صحبت و گفت امروز تنكابنى كه وقت از رئيس الوزرا خواسته بود و از طرف نمايندگان منتخب براى مذاكرات شده بود . بعد از ظهر مىرود . بعد بيرون آمده به منزل آقا شيخ عبد العلى رفته عيادتى از او نمودم . منزل همشيره رفته احوالى پرسيدم . بهطرف خانه صبا رفته ، از آنجا بهسمت شمس العماره خواستم بروم مدرسه خان ، ختم آقا شيخ نور الدين ، گفتند برچيده شد . خلخالى درب مغازه ، قدرى صحبت ، باهم رفتيم به خانهاش . ناهار آبگوشت ، شامىكباب و ماست خوبى ، بعد چايى .
خسارت دولت از سوختن ماليه
بعد بيرون آمده از بازار سوار واگون و به خانه صمصام السلطنه رفته مشغول صحبت . دهخدا نبود ، اخوىاش را فرستادم كه او را بياورد . مذاكره شد كه يك نفر ارمنى را جديدا براى ارسال مراسلات يا پرسنل به ماليه آورده بودند روز جمعه برود ماليه . امر مىكند بخارى را روشن نمايند ، عذر مىآورند . به اصرار و فحش آنها را وامىدارد . بعد شب ماليه آتش مىگيرد و شايد او فسفور انداخته باشد و مىگفتند پانزده كرور تقريبا خسارت دولت مىشود از سوختن باندرول و تشخيص عايدات و سوختن اسناد مردم و دولت .