تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
صبح مىروم و عين الممالك و حاج ميرزا حسين با شهاب الدوله سوار درشكه و به شهر آمدند . ماها مانده ، بعد از شام و خواب به وضع گذشته خوابيديم و به وزير دربار خداحافظى نموده گفت صبح شما را ملاقات مىكنم و تلفن به شهر زده‌ام كه درشكه و كالسكه به جهت شماها بياورند . من گفتم عجالتا با شما خداحافظى مىكنم . شايد صبح ممكن نشد . بعد رفته خوابيديم .

سختگيرى دوباره وثوق الدوله

يكشنبه چهارم ع 1 . - نيم بعد از اذان بلند شده ، نماز خوانده ، شيخ حسين بيدار شد . گفتم مىروم دوشان‌تپه حمام . بعد بيرون آمده سايرين هم خوابيده بودند و آقا شيخ عبد العلى لرز بدى كرده بود . به حمام دوشان‌تپه رفته ، دلاك نبود و جمعيت زيادى هم بود . لخت نشده ، روانه شهر شدم . در بين راه ژاندارمه مستحفظ راه مرا ديد و گفت به آن ژاندارمه دم دروازه پيغام مرا بده كه كسى از عارضين مرد و زن را نگذارد بيايد . ديشب مجددا حكم از شهر به بالا آمد و از بالا سپردند كه هركس آمد برگردانند و از حكم دو روز قبل سخت‌تر است . معلوم شد كه بعد از آمدن زن‌هاى معدل و بينش و عرض به شاه و ارجاع دادن ما آن‌ها را به شهر ، وثوق الدوله خيلى سخت‌گيرى كرده كه جلو [ ى ] همه را بگيرند . بعد من به شهر آمده ، تنها دم دروازه ميرزا على اكبر خان پسر عين الممالك را ديده پياده مىآمد بالا ، با كاغذى كه من نگذارم رفقا بيايند به شهر . . . « 1 » به منزل فتح السلطنه سر راه رفتم . چايى و ضعف « 2 » خورده ، پارسى هم بود ، صحبت مختصرى ، بعد بيرون آمده به خانه صمصام رفته ، جمعيتى بود . بعضى از ساده لوحان و بعضى از فساد خواهان جاسوس آنجا بوده ، تنقيد ما را كردند . محمودزاده هم ديروز گفته بود كه فلانى نمىتوانم بگويم اما اطمينان ندارم كه او را نپخته باشند . در اين ضمن صحبت و اقناع آن‌ها كه صلاح در اين است به ميل شاه رفتار و او را با خودمان نگاه بداريم .
هامش
( 1 ) . يك جمله ناخوانا . ( 2 ) . ضعف قليان در اصطلاح به‌معناى صبحانه است . نويسنده به نوشتن كلمه ضعف ، بسنده كرده .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 729 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا