تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
آن‌ها بلند شده ، من هم بعد از رفتن آن‌ها بيرون رفته ، به ديدن آقا ميرزا محمد صادق رئيس رفته ، گفت مساوات و كلوب و ميرزا قاسم خان و وحيد الملك و علوى برلن هستند . بعد قدرى از خشونت و نداشتن ديپلوماسى آلمان‌ها نقل كرد .

منصور لشكر و خيال جمهوريت

مقارن غروب بلند شده به مسجد شيخ ، روضه آمده ، آقا ميرزا هاشم آشتيانى را ديده ، نقل كرد كه شيخ ابو القاسم شيرازى سه روز قبل آمد و اظهار انقطاع از وثوق الدوله را نمود ، چون انگليسىها بيست كرور پول مىدادند كه ايران را داخل جنگ نمايد و احتياج آن‌ها رفع شد . حال مشتريان وثوق الدوله دارند متلاشى مىشوند و منصور لشكر هم كه در زمان كابينه وثوق الدوله مستخلص از محبس شده بود حال او مخالفت را آغاز و خيال جمهوريت را با قوهء ايل خودش [ دارد ] كه خلع اسلحه قزاق‌هاى آنجا را بنمايد و از من مشورت كرده و دو نفر از كسانى كه تاكتيك را به آن‌ها نشان بدهند خواسته . من وعدهء خبر به آن‌ها داده ، حال چه بايد كرد . من گفتم اين نغمه اقيانوس كبير است و كشتىهاى كارى غريق او است . خوب نعمتى است اما براى ملت عالم ، نه . مثل ماها كه قابل استبداد هم نيستيم و اگر خدا نكرده اين نغمه جريان پيدا نمايد . هرج‌ومرج حكمفرما در تمام خانه‌هاى ماها هم خواهد شد . بعد گفتند كه معاون السلطنه و حاج ميرزا حسين كرمانشاهى آمده بودند كه ما نمايندهء فرقه هستيم و مىخواهيم كه اقدامى در رفع حكومت‌نظامى بشود از همهء طبقات عريضه به شاه . من گفتم بايد فكر كرد كه اگر قبول نشد چه بايد كرد . حال بنا شده پس‌فردا جمعه من منزل ممتاز الدوله بروم . مستشار الدوله هم آنجا است . ممتاز الملك هم بيايد . معاون السلطنه و حاج ميرزا حسين هم بيايد و صحبت نمائيم . بعد پرسيد كه مشاور الملك در ميان فرقه حائز مقام رياست‌وزرايى را نموده ؟ گفتم نه [ عضو ] فرقه است ، و نه او را لايق اين مقام مىدانيم . بعد ساعت سه از شب رفته به منزل آمده ، توى راه گوشت خريده ، پنير پيدا نشد . خانه آمده ، شام نان و مغز گردو با انجير خورده با احمد و بتول و ننه اسماعيل خوابيدم .

[ امور روزانه ]

پنجشنبه 23 صفر . - صبح با حالت كسالت شبيه تب و سردرد مختصر از