خواب بلند شده ، آقا حسين از طرف ارداقى و عماد ، قبض رسيد شهريه و اينكه معرفى او را براى وصول شهريه به ماليه بنمايم آمد . چون حال نداشتم و افتاده بودم به وقت ديگر موكول داشتم . بعد بلند شده چايى خورده ، بيرون آمده سوار واگون شده ميدان توپخانه از اورنگ خداحافظى كرده سوار واگون شده ، در بين راه مورخ السلطنه را ديده ، سوار درشكهء او شده به خانهء بينش رفتيم . مورخ اظهار داشت كه مشير الدوله قبول وزارت را چون زمينهء ايران روشن مىتواند بشود قبول مىكند . حالا بايد كارى كرد كه انگليسىها با او ضديت نزد شاه نكنند و نصر الملك و مشار السلطنه هم با او يكى هستند . بعد قرار شد مشير الدوله را وقتى معين نمايد كه من و بينش او را ملاقات نمائيم .
استفاده از روضهخوانى عليه مظالم وثوق الدوله
بعد بلند شده به خانهء همشيره رفته ، نبود . به خانهء ناظم التجار برحسب وعده رفته ، بينش ، گيوه فروش ، شيخ حسن خان ، نائب عبد الله خان ، مرآت ، كاشانى ، معاون السلطنه ، شيبانى و دو نفر ديگر صحبت اينكه بايد در اين مسجد كارى كرد كه رفع شر حكومتنظامى و مظالم وثوق الدوله بشود و نبايد مفت اين مجلس را از دست داد . بينش اصرار به اين مطلب داشت . من هم تقويت به اينكه مطالبى در تحت آيات و اخبار بدون فحاشى به كابينه بايد اظهار كرد . كاشانى ضد بود و مىگفت من مسئول هستم . بعد گفته شد شما مسئول هستيد كه جريان امر روضه را بدهيد ، نه آنكه سانسور روضهخوان را بنمائيد . روضهخوانى اگر حرفى زد خودش مسئول است .
استعفاى وثوق الدوله
بعد بلند شده به ميدان توپخانه سوار واگون شده به خانه آمدم . ناهار قدرى آبگوشت سركشيده بعد چايى خورده ، دو به غروب بيرون آمده ، دكان ميرزا عباسقلى خان قدرى صحبت . از آنجا بازار آمده گل بنفشه براى فردا گرفته ، نيم به غروب به مسجد رفته با رفقا نشسته صحبت مىكرديم . آخر مجلس خبر رسيد كه وثوق الدوله استعفا كرده و چون از شاه اختيارات تامه خواسته بود شاه هم گفته بود كه مسجدىها بيچارهها چه مىگويند و تو كه پهلوان بودى غير از اينكه