به تشكيلات را نموديم . بنده از اصل دمكرات قديم ، ساير آقايان از اينكه دمكرات قديم و جديد بدون چند نفر . مذاكرات خيلى طول كشيد ، بالاخره قرار شد روز شنبه صبحى بيايند منزل بنده .
دادن شهريهء محبوسين
بعد مقارن ظهر بلند شده به خانهء همشيره رفته ، نبود . از آنجا به نظميه . بعد از ظهر رسيده ، رئيس محبس تفقدا مرا برد . ارداقى را 24 تومان و 2 قران و 11 شاهى و عماد را 19 تومان و 4 قران و يكشاهى بابت شهريه [ ماه ] ميزان آنها دادم . بعد بيرون آمده سوار واگون شده به خانه آمدم ديدم ننه اسماعيل شاهزاده عبد العظيم نرفته ، اما خواهرش با شوهرخواهرش ناهار خورده رفته بودند . من هم ناهار آبگوشت خورده ، چينهكش آمد ، يك اسكناس دو تومانى هم به او دادم .
بعد مشغول چايى و تحرير شده .
موقوف شدن رفتن عين الدوله به تبريز
صبح در منزل مير سيد مصطفى خان مسموع شد كه رفتن عين الدوله به تبريز موقوف شد ، چون پيشكارى محمد ولى ميرزا را به ماليه آنجا قبول نكرده بود ، اسبابچينى شد كه همهء پيشنهادات او را كه قبول كرده بودند مجددا به حضور شاه رفت . شاه گفته بود اما در باب قزاق كه هيچ ممكن نمىشود . ژاندارمه هم هنوز ترتيبش معين نيست . اسلحه ، تفنگ و فشنگ هم نداريم . در خصوص پول ، مگر خودت در آذربايجان تهيه نمايى . عين الدوله خيلى خلقش تنگ و از اين زمينه دسيسهسازى وثوق الدوله متألم . در اين بين يكى از اجزاى خلوت حضور شاه عرض مىكند كه شاهزاده عين الدوله فقط يك تخت طاوس را از پيشنهادات خود موضوع كرده ، خوب بود او را هم مىنوشت . كه عين الدوله اوقاتش تلخ ، به آن شخص حضورا بد مىگويد .
خبرى از مهاجرين
بعد عصر چايى خورده ، آقا شيخ محمد على قزوينى و حاج ميرزا احمد تاجر خراسانى و يك نفر سيد ديگر آمده ساعتى به صحبت و چايى مشغول ، بعد