استعفاى وثوق الدوله و علت استعفا و تهيهء كابينهء جديد و چه بايد كرد نموديم .
بعد بلند شده ، قرار شد بعد از ظهر دوشنبه به خانهء مرآت برويم . بعد با عين و متين پياده بهسمت خانه ، آنها به خانهء خودشان ، من هم به خانه آمده ، ناهار آش شوربا ، با كمال بىميلى خورده ، بچهها هم خورده بودند .
نظرات شيخ العراقين درباره استعفاى وثوق الدوله
از خانهء شيخ العراقين تلفن به خانهء نير السلطان زده بودند كه من به آنجا به عجله بروم .
چايى خورده به خانهء شيخ العراقين رفتم . پدر و پسر گفتند بايد در مسجد ، روضهخوانها اظهار بشاشت از استعفاى وثوق الدوله و دعاى به شاه بنمايند و جمعى هم بروند فرحآباد نزد شاه عريضه تشكر بنويسند . بنده اولى را گفتم نمىشود . ثانى را اگر انعكاس بدى نكند ضررى ندارد . قرار شد شيخ العراقينزاده منزل سردار اسعد برود و او را تحريك نمايد كه كاكس را ديده از مساعدت با وثوق الدوله منصرف نمايد و عصر بيايند مسجد شيخ روضه . معاون السلطنه را هم گفتند عصر مىرود منزل ممتاز الملك و ممتاز الدوله و مستشار الدوله چون مركز اخبار آنجا است و چه بايد بكنند خبر مىآورد . مثل اينكه صبح هم منزل ممتاز الدوله بودند .
بعد بيرون آمده به خانهء حاج على شالفروش روضه رفته ، احمد آقا پسر آن مرحوم هم نبود . سه روضهخوان نشسته ، بلند شده ، نيم به غروب به مسجد شيخ آمده ، بينش آمد كه كاغذ مورخ الدوله رسيده كه بعد از مغرب مشير الدوله منتظر است . تا يك از شب روضه بوديم . خبر هم رسيد كه استعفاى وثوق الدوله شنيده مىشود كه قبول شده ؛ صحت و سقم معلوم نيست و شهرت داشت كه ناصر الملك هم از لندن تلگراف كرده كه من نمايندگى صلح را قبول نمىكنم ، چون افكار ملت ايران موافق با انتخاب من نيست . بعضى حدس مىزدند كه چون ناصر الملك مطلع است كه در اين نمايندگى آنوقت قبول مىشود كه استقلال ايران يا يك قطعه ايران را به جهت ارامنه و بعضى مطالب ديگر بنمايد از اين جهت قبول نكرده . بعضى مىگفتند وثوق الدوله خودش مىخواسته به لندن برود . شاه گفته بود كه مشاور الملك برود . وثوق الدوله خواسته بود كه شاه مداخله در امور نكند از اين جهت استعفا كرده ، بعضى مىگفتند كه وثوق الدوله تقلبا استعفا كرده كه در اين موقع صلح سپهسالار را سركار بياورد كه هم مقاصد انگليسىها حاصل بشود و هم خودش بدنام نشود و همچنين ناصر الملك نماينده باشد .