تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩

دعوت رفقا توسط من به خانه متفقه و متفرق نمودن صاحب‌منصبان نظميه ، جمعيت را

جمعه دهم صفر . - پس از چايى به خانهء آقا ميرزا داود خان رفته ، آقاى تنكابنى و خلخالى هم آمده ، صحبت اينكه از چه اصولى بناى تشكيلات حزبى گذاشته شود مذاكره شد . بالاخره نزديك ظهر قرار شد كه روز دوشنبه ناهار برويم منزل خلخالى . بعد به خانه آمده . ناهار آبگوشت خورده ، زن‌ها هم از حمام آمده بودند . بعد بلافاصله ساعت چهار به غروب به خانه شركت متفقه رفته ، متدرجا آقايان آمدند . قريب بيست نفر آمده بودند كه يك صاحب‌منصب از كميسرى پنج با سه نفر آژان توى حياط و تالار وارد شده ، صاحب‌منصب اظهار كرد كه اخطار مىكنم برحسب حكم نظامى بايد متفرق بشويد ، چون امروز تجديد اعلان شده كه بايد مطابق حكومت‌نظامى سابق جمعيت‌ها متفرق شوند . گفتم خوب است اذن بدهيد كه مشغول مذاكرات شويم اگر بر عليه دولت شد متفرق نمائيد . گفت اين‌دفعه دويم است ، اخطار مىكنم متفرق شويد . گفتم اذن مىدهيد چايى خورده بعد متفرق شويم ؟ سكوت نمود . بعد به فاصله گفت دفعه سيم اخطار مىكنم .

حبس پهلوى و رفتن من به جهت كفالت

در اين بين احمد آمد . ديدم كار مهمى دارد . آمدم پاى در . گفت از طرف پهلوى آدم با درشكه آمده و كار فوتى لازم واقع شده . بنده مراجعت به تالار و عذر از آقايان . آن‌ها هم بلند شده ، بيرون آمدم . سر كوچه ديدم جمعيت زيادى از مدعوين مىآيند . گفتم برگرديد كه ما به امر نظميه متفرق شديم . قدرى خنديديم و تعجب نموديم . يك دفعه آقاى وثوق الدوله دروازه‌هاى بسته به حكم نظامى را امر مىكند كه لازم نيست شب‌ها ببندند ؛ [ از ] سوء اتفاق عبيد الله بيك افندى را همان شب مىبرند . يك‌دفعه حكم مىفرمايد دروازهء تجمعات كه براى طرفداران و نوچه‌هاى خودش باز است ، به قوهء نظامى در جمعيت ما را مىبندند كه حكم نظامى است ؛ اين هم از حسن تصادف است . بعد سوار درشكه شده ، آدم پهلوى گفت كه او را امروز به نظميه آورده‌اند و براى عدليه فردا گفتند اگر كفيل بدهد مرخص مىشود . حالا شما بيائيد كفيل شويد .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 699 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا